کار گروهی با کودکان و نوجوانان در کانون ها

کار گروهی با کودکان و نوجوانان در کانون ها
امین ا.. آخوندی – مجتبی دارابی
اداره کل زندانهای استان مرکزی


.pdf | .ppt | .doc

امتیازدهی به این مقاله:

۱۳۸۹/۱۰/۱۵
نظرات شما (۰)

خلاصه مقاله


كار گروهي با كودكان و نوجوانان   در كانونهاي اصلاح و تربيت         امين اله آخوندي   مجتبي دارابي           كانون اصلاح و تربيت استان مركزي   زمستان ۱۳۸۹     مقدمه:   يكي از مؤثرترين شيوه در اصلاح و درمان مددجويان كانون اصلاح و تربيت استفاده از درمان گروهي مي باشد اثر معجزه آساي گروه بر درمان افراد باعث شده تا در جديدترين تكنيك ها به جاي توجه به درمان فردي از كارگروهي و به تعبير خاص تر گروه درماني استفاده شود. در متن حاضر انديشه هاي ساموئل گلدينگ يكي از چره هاي شاخص كارگروهي مطرح شده است كه مي تواند شيوه هاي نوين برخورد مناسب با مددجويان كانون را در جهت اصلاح و درمان و آموزش در اختيار مربيان و پرسنل اين مركز قرار دهد. لازم به ذكر است كه اين شيوه ها به صورت نظام مند در كانون اصلاح و تربيت استان مركزي در حال اجرا و آزمايش مي باشد كه اميد است پس از پايان مطالعات نتايج بدست آمده و در اختيار دانش پژوهان و مربيان قرار خواهد گرفت.   گروه های کودکان     کارگروهی با کودکان در اینجا برای کودکانی در نظر گرفته شده است  که سن آنها کمتر از ۱۴سال است و نیازمند دانش ویژه ای برای رشد می باشد. «کودکان کمتر به مطالب توجه می کنندو بیشتر دوست دارند احساساتشان با دیگران در میان بگذارند.آنها به سازماندهی و راهنمایی بیشتری نیازمندند، و کمتر بر موقعیت و محیطشان کنترل دارند » (دلوسیا- واک، ۲۰۰۰).[۱] بدین قرار برای کار مؤثر با کودکان، کارکنان گروهی باید به موضوعات مورد علاقه و نیازهای کودکان بصورتی متمایز توجه نمایند.بعنوان مثال بر خلاف بزرگسالان،  معمولاً  کودکان به تکنیک های غیر کلامی بهتر از تمرینات کلامی پاسخ می دهند؛ چرا که دایره لغات آنها محدود است و آنها بجای استفاده از واژه ها، از بازیها برای بیان احساساتشان استفاده می کنند (تامپسون و دادولف، ۲۰۰۰).[۲] متخصصین گروه باید روشهایشان را با سطوح اجتماعی، عاطفی، جسمی و عقلانی این جمعیت هماهنگ نمایند(جانسون و کوتمان، ۱۹۹۳)[۳].   از اواخر دهه ۱۹۶۰، کار گروه های کوچک، بویژه در مدارس، کارآیی شان را به اثبات رساندند و الگوی مهمی شدند که با کمک آنها کودکان مورد حمایت قرار گفتند(بومان ۱۹۸۷)[۴].این کار بر ارتقای مهارت های زندگی و اصلاح فرضیات اشتباه متمرکز می باشد. در کلاسهای ابتدایی و متوسطه (که بیشتر کودکان آن زیر ۱۴ سال هستند)، گروه های روان آموزشی و راهنمایی به کودکان کمک می شود تا مهارت های جدید را یاد بگیرند و با ارزش ها، اولویتها و اجتماعات آشنا شوند. گروه های کوچک به دانش آموزان فرصت «کشف و کار با توجه به چالش های اجتماعی و عاطفی با دیگران  که احساسات مشابه دارند» را فراهم می کنند. (کمپبل و بومان، ۱۹۹۳).بعنوان مثال، مشاوره گروهی اغلب در مورد کودکانی انجام می شود که مشکلات خاصی از قبیل جدایی از والدین بخاطر طلاق را در زندگیشان تجربه می کنند.مشاوره گروهی برای کودکانی   که رفتار مخرب دارند و در تعامل با همکلاسی ها و آموزگاران ناتوان هستند، بکار می آید.(برانتلی و همکاران ۱۹۹۶)[۵].همچنین  این روش برای مقابله  باسرکشی های خشونت بار، علاقه به زد و خورد شدید، نافرمانی،و ناسازگاری سودمند می باشد.در مورد کودکان دارای مشکلات حاد، خانواده درمانی در بیرون و داخل محیط مدرسه ضروری می باشد (هینکل ۱۹۹۳)[۶].   کودکان  تقریبا ً در تمام محیطهای روزانه وقت زیادی را صرف تعامل با گروه ها می نمایند، بنابراین مدارس روزانه مکان مطلوبی برای اقدامات پیشگیرانه و مشاوره درمانی می باشد(کمپبل، ۱۹۹۳).مهمترین اصل در برخورد با کودکان در گروه ها  تأکید بر این نکته است که گروه ها محیط های کودکانه  طبیعی را تشکیل می دهند و بنابراین، قدرت تخریب یا درمان را دارا می باشند(مارچ، ۱۹۳۵).در کار گروهی با کودکان باید مراقبت لازم به عمل آید تا به آنها آسیبی نرسد و سلامت  آنها حفظ شود.   آمادگی برای راهنمایی گروه و مشاوره با میزان تفاوت نحوه انجان کار توسط کودک و دیگران تعیین می گردد( گازدا، ۱۹۸۹). بطور کلی، کلید کار با کودکان در گروه را آمادگی رهبر و خود کودکان تشکیل می دهد.   انواع گروه های کودکان   عوامل رشدی و غیر رشدی تعیین کننده نوع گروه مناسب برای کودکان می باشد.عوامل رشدی متغیرهایی از قبیل سن، جنس و سطح بلوغ آنها را شامل می شوند.عوامل غیر رشدی ، در مقابل ،قابلیت پیش بینی کمتری دارند و به مواردی چون ماهیت  مسأله ، اتفاقی بودن وقوع آن، میزان شدت آن و هماهنگی مهارت های کودکان با والدین بستگی دارد.   همانطور که قبلاُ گفتیم، گروه های کودکان عموماُ بصورت راهنمایی و روان آموزشی (یعنی یادگیری یک مهارت یا تجربه جدید) یا مشاوره ای و روان درمانی (یعنی حل رفتارها ،تصورات، یا موقعیت های مشکل ساز) تشکیل می شوند.تأکید این گروه ها، بدون توجه به نوع مداخله، بر رشد سلامت کودکان می باشد(بیکر، ۱۹۹۶)[۷].نوع مداخلات با توجه به گروه  کودان و یا (والدین و معلمان) که کارکنان گروهی با آنها در تعامل هستند، تفاوت پیدا می کند. اما برخی تعمیم ها نیز صورت می پذیرد.اول  اینکه، راهنمایی و روان آموزشی گروهی توسط متخصصان کار گروهی انجام می شود که اطلاعات وسیعی در مورد کودکان  دارند. در چنین موقعیت هایی،متخصص  کار گروهی بعنوان یک معلم کار می کند و می تواند بطور مستقیم با معلم همکاری کند. بعنوان مثال، متخصص کار گروهی و معلم با همدیگر می توانند اطلاعات مربوط به راه برقراری ارتباط مؤثر راجمع آوری کنند. معلم می تواند داستان های منتخب مربوط به مهارت های ارتباطی مناسب را بخواند و در همان زمان متخصص کار گروهی با بحث و اجرای نمایش در هدایت کلاس به معلم  کمک کند.   در یک گروه روان آموزشی«جلب توجه فرد نسبت به تمام اعضا آسان نمی باشد» (مایریک، ۱۹۸۷)[۸].بنابراین ، به کمک یک گروه مشاوره ای و روان درمانی تجربه از حالت شخصی خارج می شود و محدودیت آن کمتر می شود.اما، گروه های روان آموزشی، همانند گروه های مشاوره ای و روان درمانی، می تواند به روش مؤثر به اصطلاح رفتار نامناسب کودکان کمک کنند و راه های جدید تعامل آسان و باز خورد مناسب را در یک موقعیت تمرینی سالم با هم کلاسی بیاموزند.(تامسون و رادولف، ۲۰۰۰)  .به عنوان مثال، در یک  گروه روان آموزشی، چاد می تواند به جای داشتن یک رفتار نامناسب و پرخاشگرایانه، با جرات آنچه را که از ژان می خواهد طلب کند.   دوم اینکه راهنمایی و روان آموزش گروهی در مرحله اول بر اصطلاح مهارت ها و آگاهی از موضوعات شخصی و بین شخصی از قبل ارزشها، نگرشها، اعتقادات، بلوغ اجتماعی و رشته تحصیلی تمرکز می کند(فرانکس، ۱۹۸۳) .اما برای این موضوعات اصلی مربوط به رشته عمومی محدودیتی وجود ندارد. به هر حال، مشاوره و روان درمانی گروهی، بیشتر حالت درمانی دارند و یا موضوعات شخصی و بین شخصی از قبیل «خود پندارنده، مهارت های اجتماعی، روابط بین فردی، حل مسئله، مهارت های تحصیلی، مهارت های ارتباطی و ارزشها» در ارتباط می باشند(فرانکس ۱۹۸۳).بنابراین، هنگامی که کلاس پنجمی ها یک تجربه روان آموزشی گروهی شرکت می کنند، فرض بر آنست که آنها به طور کلی سالمند اما اطلاعی در مورد موضوع بحث مثلاً  روابط دخترها با پسرها ندارند.   سوم اینکه، اگر چه اغلب در موضوعات مورد بحث، هم پوشی وجود دارد وفعالیت های گروهی را که ذکر کردیم می پوشاند، اما تعداد کودکان یک گروه روان آموزشی و مشاوره و روان درمانی گروهی معمول متفاوت می باشد. آخرین گروه بر موضوعات خاص تر و عمیق تر متمرکز می شود.البته امکان مطالعه بسیاری از افراد در این گروه ها فراهم نمی باشد.   و آخر اینکه، میزان ریسک پذیری و فرآیند کلی راه های کار با گروه باید متمایز باشد. در گروه های مشاوره و روان درمانی چون اشخاص بیشتر ریسک می کنند ،ساختار گروه های راهنمایی و روان آموزشی ضعیف تر می باشد(مایریک، ۱۹۹۳).علاوه بر این، در گروه های راهنمایی و روان آموزشی آموزش بیشتر بر مبنای شناخت است، در حالیکه در گروه های مشاوره و روان آموزشی یادگیری بیشتر بر مبنای احساسات است.   راهنمای گروهی برای کودکان ابتدایی- متوسطه   راهنمایی گروهی برای کودکان مقطع ابتدایی و متوسطه می تواند در مدرسه، نمایندگی های اجتماعی یا هر دو صورت پذیرد(ری، ۲۰۰۲).کودکان پیش دبستانی و سال اول مدرسهاز سنین ۵ تا ۹ سال، و پیش از بلوغ به عنوان گروه هایی تعین می شوند که در دوره نهفتگی[۹] بسر می برند که از سن ۹ تا ۱۳ سالگی می باشد(گازدا، ۱۹۸۹).کودکان زیر ۵ سال  معمولاً  در گروه ها قرارنمی گیرند و علت آن ماهیت خود محوری رشد آنهاست (فلاول، ۱۹۶۳)[۱۰].به هر حال استثناهایی را می توان در کودکان بالغ تر ۳و ۴ ساله در نظر گرفت و کودکان نیر ۵ ساله می توانند بصورتی موفقیت آمیز در گروه های یادگیری پیش اجتماعی[۱۱] قرار گیرند(گولدن، ۱۹۸۷).   از آنجا که راهنمایی گروهی در مدارس یک رهیافت پیشگیرانه است، مشاورین  معمولاً  بعنوان رهبران گروه عمل می کنند.بطور سنتی، آنها درس هایشان را برای گروه های کودکان در یک محیط منظم کلاسی ارایه می دهند. این کار می تواند تغییر کند و می تواند از نمایش عروسکی دوستانه برای پیش دبستانی تا  ارایه تصاویر واقعی برای موقعیت های پیش از نوجوانی تغییر کند.سایر درس ها بر موضوعاتی چون بهداشت فردی یا روانی، روابط دختر و پسر، ماندن در کنار والدین و همکاری متمرکز می  باشد. رشد دوره تحصیلی و خود اکتشافی دو عنوان ویژه را تشکیل می دهند (دلوسیا- واک، ۲۰۰۰).   یک منبع ارزشمند برای هدایت فعالیت های مشاوره ای گروهی با دانش آموزان در کلاس دوم تا پنجم ،اثر مورگانت (۱۹۹۴) با نام مهارت های زندگی: فعالیت های مشاوره گروهی برای دانش آموزان ابتدایی می باشد.نشریات مربوط به مشاوره و راهنمایی در مدرسه نیز در بر دارنده نظرات ارزشمندی می باشند.بعنوان مثال، یک نمونه از فعالیت پیش آموزش جالب گروهی «همراهی با گروه[۱۲]» اثر باند(۱۹۹۳)، می باشد که هدف آن کمک به کلاس سومی ها در غلبه بر خشم می باشد. در این تجربه مشاور همانند یک بازی اسمی را صدا می کند. اگر در هنگام خواندن اسامی طرف مقابل عصبانی شوند گوینده نام ها برنده خواهد شد .برای برنده شدن در بازی، دانش آموزانی که نام ها را صدا می کنند نباید عصبانی شوند و خشم خودشان را نشان دهند.   بهترین راهنمایی گروهی هنگامی خواهد بود که مشاوران بدانند گروه چه چیزی را می خواهد بدست آورد. یک الگو برای رسیدن بهاین هدف SIPA نام دارد که سرواژه کلمات ساختار، درگیری فرآیند و آگاهی[۱۳] می باشد(تیرا، ۱۹۷۹).در ساختار، مشاوران از کودکان می خواهند تا به یک فعالیت جدید مطابق با دستورالعمل های خاص گوش دهند و یا آنرا انجام دهند. درگیری شامل فعال نمودن اعضا می باشد.(حتی کودکانی که علاقه ای به مشارکت ندارند می توانند بعنوان ناظر بعد از پایان فعالیت گزارش تهیه کنند).فرآیند ترکیبی از نظرات مشترک است و آگاهی تحکیم آموخته ها در زمان راهنمایی می باشد.نمونه ای از گروه SIPA توسط کینز[۱۴](۱۹۹۹) برای کودکان ابتدایی پیشنهاد شده است.در این مورد یک گروه ۱۲ جلسه ای اطلاعات مربوط به پذیرش کودکان به کمک یک زندگینامه خود نوشت را تهیه میکند که موجب تقویت عزت نفس دانش آموزان، توصیف احساسات و انجام بحث در مورد موضوعات مرتبط با پذیرش در آنها می شود.   بسیاری از گروه های روان آموزشی به فعالیت هایی مربوط می شوند که راهنمایی گروه فعالیت[۱۵] (AGG) نامیده می شوند(هیلمن و ریونیون، ۱۹۷۸)[۱۶].این فعالیت ها ماهیتاً رشد پذیر هستند و نوعاً در بر دارنده عناوین راهنمایی هماهنگ می باشند.بعنوان مثال، برای رشد درک خود و دیگران  غالبا ًاز عروسک ها و موسیقی استفاده می شود(اگی و همکاران ۱۹۸۷)[۱۷].این فعالیت های هنری تهدید آمیز نیستند  و فعالیت و انگیزشی را ایجاد می کنند که زبان به تنهایی قادر به انجام آن نیست. برای برخی از کودکان که توان بیان احساساتشان را ندارند، آهنگ هایی که تصنیف می کنند و با لحن های مختلفی که می خوانند آگاهی را فراهم می سازد که از راه های دیگر امکان پذیر نمی باشد(مایلز، ۱۹۹۳)[۱۸]بخاطر قدرت ذاتی رسانه های در حال رشد و فعال، اغلب در برنامه های راهنمایی کلاسی تجاری روش هایی مانند درک روبه رشد از خود و دیگران- مرور مطالب (DUSO-R) گنجانده می شود(دینک مایر، ۱۹۸۲) .یک جلسه AGG دارای سه مرحله می باشد:   ۱- یک مرحله گرم شدن ۱۰ دقیقه ای که در آن گروه و رهبر در مورد یک اصل راهنمایی مناسب بحث می کنند   ۲- یک فعالیت طراحی شده که برای اصل راهنمای روزانه اجرا می شود.   ۳- یک بحث تکمیلی، که ۵ تا ۱۰ دقیقه طول می کشد و در آن  گروه ها  به مرور ارتباط فعالیت اصلی راهنمایی خودشان می پردازند(هیلمن و ریونیون، ۱۹۷۸)   در زمان های دیگر، کارکنان گروهی فعالیت های گروه را مطابق با سلیقه خودشان و بعضاً در قالب های متفاوت هدایت می کنند. بعنوان مثال، ممکن است آنها تصمیم بگیرند که اعضای گروه به توصیف احساساتش در سایت های مختلف روز بپردازند و اینکار را با زدن دستان بصورت آهنگ وار  بر روی زانوها انجام دهند. این فعالیت می تواند به ایجاد حس همدردی و تقویت رفتار پیش اجتماعی کمک کند(آکوس، ۲۰۰۰).[۱۹]در مواردی از این قبیل، کودکان می توانند احساسات مختلف از قبیل غم، جنون، تردید، خوشحالی و رضایت خاطر را بیان کنند. در این حالت، امکان  گفتگو  گروهی فراهم می گردد(گلدینگ، ۱۹۹۸).   در گروه های راهنمایی و پیش آموزشی، تکنیک های مختلف به خوبی جواب می دهند،و لازم است که کارکنان گروهی فعالیت ها را از ساده به پیچیده به اجرا بگذارند.بعنوان مثال، یادگیری و آگاهی از احساسات شخص باید با فعالیت هایی همراه باشد که موجب رشد آگاهی از احساسات دیگران می گردد. این فرآیند که با مشارکت کودکان در یک بازی انجام می شود را آکوس(۲۰۰۰) «ارتباط با مرجع»[۲۰] می نامد.در این فعالیت لازم است که کودکان کاغذ و مداد رنگی به دست بصورت دایره ای بنشینند. از آنها خواسته می شود تا یک مثلث سبز را در وسط کاغذشان بکشند. سپس هر کودک به نوبت به دیگری فرمان می دهد تا شکل دیگری را ترسیم کند. هنگامیکه فعالیت پایان می یابد، کودکان طرح هایشان نشان می دهند و در مورد تفاوت ها و آسان و سخت بودنشان از اعضای دیگر گروه نظر خواهی می کنند.   کمپبل(۱۹۹۱) چهار تکنیک را برای کار با کودکان کم انگیزه[۲۱] در گروه های روان اجتماعی ارایه می کند که عبارتند از:الف) استفاده از خیال پردازی هدایت شده، ب) تمرکز بر رفتارهای خاصی که باید اصلاح شوند،ج) ایجاد اظهارات مثبت(یعنی عبارت های مثبت در مورد خود شخص)،د) استفاده از تجسم خلاق[۲۲] چند مورد از این تکنیک ها را نمی توان برای برخی از کودکان مورد استفاده قرار داد، اما بیشتر آنها برای این کار مناسب هستند.   یک الگوی نسبتاً جدید برای راهنمایی گرو تنظیم و ماده درسی روان آموزشی در مدارس متوسط برای مشاوران آموزش دبیران به منظور اجرای تکنیک ها می باشد. به کمک این آرایش می توان بدون نیاز به استفاده از نیروی انسانی بیشتر، بهره وری پرسنل مشاوره مدرسه را افزایش داد(رولند و نایشمن، ۱۹۹۶)[۲۳].مؤسسه متخصصان کارگروهی مهارت مشاوره گروهی در قالب الگویی تعریف نموده است که می تواند بعنوان ماده درسی مورد استفاده قرار گیرد. مطمئناً مشاوران پس از تسلط بر این مهارت به هم نزدیکتر خواهند شد و بهتر می توانند به دانش آموزان خدمت رسانی نمایند.   مشاوره گروهی در مدارس   مشاوره گروهی در مدارس برای رشد سالم دانش آموزان ابتدایی و متوسط ضروری است. گروه های مشاوره و روان آموزشی«که در آن مشاور با یک گروه از دانش آموزان ۶ تا ۸ ساله کار می کند، وتعدادزیادی از دانش آموزانی از کار مشاوره در مدرسه سود می برند، بسرعت افزایش یافته است »(دلوسیا- واک، ۲۰۰۰).چنین گروه هایی روش مداخله مشاوره ای را ترجیح می دهند زیرا به کمک این روش «یک مشاور می تواند با تعداد بیشتری از دانش آموزان ملاقات کند و حداکثر استفاده را از زمان مشاوره ببرد» (باتول و مایریک، ۱۹۹۲)[۲۴].در مجموعه های گروهی کوچک، قلمروهای عاطفی، شناختی و رفتاری دانش آموزان کشف می گردد.   گاهی اوقات مشاوره گروهی در مجموعه هایی چون باشگاه شروع تازه[۲۵] بر کودکان دبستانی متمرکز می شود که در کلاس اول مردود شده اند(کمپل و بومان، ۱۹۹۳).در موقعیت هایی که ساختار گروه در آن شکل می گیرد،بر جنبه های مثبت یک تجربه که با حمایت گروه همراه است  تأکید می شود.در مشاوره گروهی، فرصت هایی هم برای کسب اطلاع در مورد خود و دیگران در تعاملات کمتر ساختاری فراهم میشود.(دایر، ۱۹۷۹).   مشاوره گروهی  معمولاً  در مواجه با اشخاص و مشکلات آنها به سه روش صورت می پذیرد:الف) بحران محور،ب) مشکل محور،ج) رشد محور(مایریک، ۱۹۹۳).گروه ها بحران محور[۲۶]بخاطر برخی موارد اضطراری، از قبیل تعارض میان گروه های دانش آموزی تشکیل می شوند،  معمولاً  این گروه ها تا زمان حل بحران باقی می مانند. مشاوره گروهی به افراد کمک می کند تا «موقعیت خودشان را بسنجند و با همدیگر در مورد راه حل های ممکن فکر کنند»(مایریک، ۱۹۸۷).گاهی اوقات، گروه ها بدین  خاطر تشکیل می شوند که پس از عبور از بحران نیاز به گروه های مشکل محور و رشد محور می باشد.   بعنوان مثال، بعد از دعوای چند نفر از کلاس چهارمی ها و کلاس پنجمی ها، کودکان در یک مدرسه یک «گروه آشتی» را تشکیل می دهند. هدف این گروه اساساً یافتن راه هایی برای حل مسایل کودکانی است که با هم درگیری داشته اند. اما، همانطور که گروه ادامه پیدا می کند، هدف گروه آشتی گسترش می یابد و باید راه هایی را پیدا کند تا موقعیت های مشکل ساز در مدرسه را پیدا کند و بصورتی سازنده آنها را اصلاح نمایند.   گروه های مشکل محورگروههای کوچکی هستند که به یک موضوع خاص مثلاً  ، از بین بردن استرس  می پردازند. این گروه ها بدرد دانش آموزانی می خورند که یک مشکل اساسی دارند و مثلاً  بیش از حد تحت فشار می باشند و یا والدنینشان با فعالیت های جانبی آنها از قبیل ورزش مخالفند. همانند گروه های بحران محور، این گروه ها نیز به مشکلات توجه می کنند و برای ایجاد انگیزه و رفع مشکل کارآیی بالایی دارند.(کلارک و سیلز(۱۹۸۴).   برای به تصویر کشیدن وضعیت گروه مشکل محور یک رهیافت مشاوره گروهی باز سه مرحله بر مبنای اعتماد و تشویق موردنیاز می باشد. کودکانی که در گروه دچار احساس عمومیت یافتن[۲۷]  می شوند، در می یابند که آنها تنها کسانی نیستند که مورد تمسخر قرار می گیرند(دینک مایر و مورو، ۱۹۷۹).در مرحله دوم، افکار نادرست و شناخت های تحریف شده به چالش کشیده می شود. در مرحله نهایی گروه برای ارتقای رفتارهای مثبت مانند  راهبرد  های  برخورد با همکلاسی هایی که مسخره می شوند آماده می شود.   در این مرحله  غالبا ًاز اجرای نمایش استفاده می شود و تعامل بین فردی و همکاری مورد تشویق قرار می گیرد.   گروه دیگر مشکل محور گروه دوستی می باشد (کوپوک، ۱۹۹۳)[۲۸].این گروه برای دانش آموزانی است که بخاطر مشکلات خاص از قبیل بدرفتاری، فقدان مهارت های اجتماعی، یاد عملکرد ضعیف تحصیلی به مشاور مدرسه مراجعه می کنند. زمان این گروه محدود است و ۶ تا ۸ هفته ادامه می یابد. در طول کار این گروه دانش آموزان دعوت می شوند که«مهارت های دوستی را تمرین کنند و توسعه دهند».این مهارت ها پیرامون فعالیت های غیر تهدیدآمیز همانند معرفی خود یا دیگران، انجام بازی هایی(چون جلب احترام)، طراحی ماجراها(مانند تصور کردن فرد در یک زمان و مکان جدید) و حل مسایل، بویژه مسایل شخصی می باشد. جز نهایی و تکمیل کننده گروه در صورتی بوجود می آید که دانش آموزان بطور روز افزون برای کار در گروه آماده شوند و تنها پس از کسب مهارت های حل  مسأله  بتوانند در مباحث شرکت کنند و در گروه پذیرفته شوند.   گروه های رشد محوربر رشد فردی و اجتماعی دانش آموزان متمرکز می شوند(مایریک، ۱۹۸۷).هدف این گروه ها توانا ساختن دانش آموزان در کشف احساسات، خلایق و رفتارهای مربوط به موضوعات روزمره خودشان می باشد.بعنوان نمونه، رز(۱۹۸۷) یک گروه بلحاظ زمانی محدود از کودکان ۶ تا ۲۳ ساله را تو صیف نموده است که توانایی اجتماعی شان را ارتقا می دهند. اگر چه این گروه بلحاظ رفتاری از اصولی چون تمرین دستورالعمل، الگوسازی، بازخورد، مربی گری، تکالیف درسی و پاداش های اجتماعی پیروی می کند، اما قالب اصلی آن را می توان در هنگام کار با کودکانی که ناتوان نیستند اما می خواهند عملکردشان را اصلاح کنند تغییر داد.اگر چه مهارت های شخصی را به کودکان در کلاس های راهنمایی گروهی آموخت، اما گروه های رشد محور بیشتر با مسایل شخصی فرآیند یادگیری ارتباط برقرار می کنند و به کارکنان گروهی این فرصت را می دهند تا شناخت عمیق تر از کودکان بدست آوردند و به آنها به روش های خاص کمک نمایند.   راهنمایی و مشاوره گروهی در مراکز اجتماعی   پویایی اصلی راهنمایی و مشاوره گروهی کودکان در مراکز  خارج از مدرسه با محیط داخل مدرسه تفاوت اساسی ندارد. مراکز اجتماعی خاص کارگروهی با کودکان، که کلیساها، کلوب ها و مراکز سلامت روانی از آن جمله است، اساساً گروه  ها یشان را بصورت مشابه با مؤسسات آموزشی سازماندهی و هدایت می کنند.اما تفاوت عمده میان مدارس و نمایندگی های اجتماعی در ترکیب جمعیت کودکان است. سازمان های اجتماعی  معمولاً  نسبت به مدارس ترکیب همگن تری دارند.علت این موضوع آن است که در مراکزی مانند سلامت روان اغلب، گروه های خاصی از کودکان مانند افراد ضعیف و خجالتی و یا افراد دچار اختلالات رفتاری[۲۹] جذب می شوند.   با وجود این، فقدان اختلاف را می توان با کمک مهارت های گروهی بر طرف نمود.بعنوان مثال، یک تکنیک ساختاری، از قبیل رنگین کمان انسانی، این امکان را برای کودکان فراهم می سازد تا کیفیت های منحصر به فرد و کلی خود و دیگران را تشخیص دهند. در این فعالیت ساختاری، ابتدا کودکان ماسک هایی را درست می کنند و یک دایره را در اطراف اتاق تشکیل می دهند که رنگین کمان انسانی نامیده می شود.سپس در مورد شباهت ها و تفاوت های افراد بحث می کنند و در مورد روابط انسانی مورد علاقه شان صحبت می کنند(بوبان، مک کونل و دو نکن، ۱۹۸۸).   در مجموعه های اجتماعی و مؤسسات آموزشی مهم آنست که راهنمایی و گروهی یا فعالیت های  مشاوره ای در آن به روشی جالب انجام می شود .یکی از ابزارهای انجام اینکار تشکیل «کلوپ» می باشد.با تشکیل کلوپ ها، بجای گروه های راهنمایی و مشاوره، دیگر کودکان از فعالیت های مربوط به سلامت روانی احساس شرم ساری نخواهند نمود. در این فرآیند، آنها می توانند بیشتر وارد فعالیت های گروهی شوند و در نتیجه تجربه بیشتری را در این زمینه کسب کنند.     تشکیل گروه برای کودکان   کارکنان گروهی در طراحی تجارب گروه باید به  مسأله  بلوغ کودکانی که با آنها کار می کنند توجه داشته باشند. با برقراری تماس منظم با کودکان تا حد زیادی می توان به ارزیابی بلوغ آنان پرداخت. با استفاده از سنجش های گروهی، پرشس نامه ها خود پنداره، تکمیل جملات ناقص و نقاشی های کودکان می توان سرفصلهای کار گروهی کودکان را تعیین نمود(گرلر، ۱۹۸۲).[۳۰]مشاوران پس از ارزیابی نیازهای دانش آموزان، آموزگاران، والدین و پرسنل مدرسه و همچنین با شنیدن نقطه نظرات مشترک دانش آموزان در کوتاه مدت می توانند نسبت به تصمیم گیری اقدام نمایند. بدون در نظر گرفتن نوع تصمیمات گرفته شده، باید به سؤالات فراوانی پاسخ داده شود، که برخی از آنها بدین قرارند:   ۱- در برقراری ارتباط گروهی از چه واسطه ای بیشتر استفاده می شود؟   ۲- چه ساختاری باید بکار گرفته شود؟   ۳- چه موضوعاتی باید در گروه مطرح شود؟   ۴- اعضای گروه چگونه باید انتخاب و یا حذف شوند؟   ۵- مدت زمان برگزاری جلسات چه مدت باید باشد؟   ۶- تعداد کودکان در گروه باید چند نفر باشد؟   ۷-  نوع ترکیب جنسیتی به چه صورت باید باشد؟     ارتباط غیر کلامی در مقابل کلامی   گازدا(۱۹۸۹)، هم صدا با سایر اندیشمندان حوزه مشاوره گروهی کودکان از قبیل دینک مایر و مورو(۱۹۷۹)، کیت(۱۹۷۴)، واملاوسون(۱۹۴۸)، معتقد است که کودکان زیر ۱۲ سال باید در  گروه هایی قرار بگیرند که از تکنیک هایی چون نمایش اجتماعی (سوسیو درام)، نمایش کودک و سایکودرام استفاده می کنند. گینوت(۱۹۶۸) نیز استفاده از نمایش درمانی فعال را برای کودکان (زیر ۹ سال) بویژه بصورت بازی با گل و شن، نقاشی با انگشتان و استفاده از آبرنگ سفارش می کند. همانطور که گمپبل(۱۹۹۳) گفته است، «اسباب بازی ها واژه هایی هستند که کودکان از آنها برای بیان احساساتشان استفاده می کنند» این عقیده بر خلاف دیدگاه عمل محور درموردگروه است که توسط کسانی چون اولسن، هورن و لاو(۱۹۸۸) مطرح شده است.   به عقیده این افراد کودکان می توانند با استفاده از کلام بصورتی مؤثر افکار خود را بیان کنند و گروه های کلام محور می توانند مورد استفاده کودکان بسیار کم سن و سال قرار گیرند.   کازکوفسکی(۱۹۷۹) معتقد است که«عملاً بیشتر مشاوران باید از ترکیب کلام و فعالیت جسمی برای آموزش مؤثر کودکان استفاده کنند». طرفداران تعامل کلامی معتقدند که ترکیب واژه ها با نقش ها می تواند موجب «تغییر نقشه شناختی و الگوهای رفتاری اعضای گروه گردند»، در حالیکه طرفداران نظریه فعالیت محوری «معتقدند که تغییر شخصیت از طریق فعالیت صورت می پذیرد» (کازکوفسکی،۱۹۷۹). می توان گفت که در هر دوی این نظرات حقایقی نهفته است.   ساختار و موضوعات گروهی   متخصصان گروه علاوه بر تصمیم گیری در مورد نحوه جمع آوری اطلاعات در مورد کودکان، بایدبه فرمول بندی نوع سازماندهی گروه بپردازند (للاند و اسمیت، ۱۹۶۵).گروه های دارای ساختار سطح بالا«هدف از پیش تعیین شده ای دارند و برنامه ای را طراحی می کنند که به هر کدام از اعضای گروه کمک می کند تا با حداقل ناامیدی به هدف مود نظرش برسد»(درام و نات، ۱۹۷۷).[۳۱]    معمولاً  چنین گروه هایی برای آموزش مهارت هایی است که می تواند بطور گسترده در جریان زندگی مورد استفاده قرار گیرد.  غالبا ًگروه های در آغازشان ساختار سطح بالایی دارند ولی با بیشتر شدن شناخت اعضا نسبت به یکدیگر از میزان این ساختار کاسته می گردد. در مقابل، گروه های بدون ساختار بصورت تجربی در موقعیت هایی مورد استفاده قرار می گیرند بیشتر بر فرآیند مبتنی است تا تولید. بندرت پیش می آید که گروهی از کودکان بطور کلی فاقد هر نوع ساختار باشد.   کارکنان گروهی باید در مورد نوع موادی که می خواهند در گروه مورد استفاده قرار دهند تصمیم بگیرند(للاندو اسمیت، ۱۹۶۵).اگر گروه به جای تجربه یک احساس (مانند نقاشی با موضوع آزاد) بر تکمیل یک پروژه مانند طراحی یک شکل اصرار داشته باشد، در آن صورت مواد بکار رفته و دستورالعمل های موجود باید این موضوع را منعکس نمایند. اصولا چهار روش برای این فرآیند وجود دارد:الف) ماده بدون ساختار، رهیافت  بدون ساختار ،ب) ماده بدون ساختار، رهیافت ساختار یافته،ج) ماده ساختار یافته، رهیافت بدون ساختار،د) ماده ساختار یافته، رهیافت ساختار یافته(کازکوفسکی، ۱۹۷۹). هر رهیافت نتایج و محدودیت های خاص خودش را بدنبال دارد.   کلید تبدیل گروه به ابزار مولد برای کمک به کودکان استفاده از یک سبک رهبری توسط کارکنان گروهی اشت که آنها را قادر می سازد تا مواد معنا داری را با میزان مناسبی از گفتار و فعالیت مورد استفاده قرار دهند. (کازکوفسکی، ۱۹۷۹)بعنوان مثال، در مشاوره گروهی، رهبر می تواند از سبک دمکراتیک برای تشویق مشارکت و صداقت استفاده نماید.با ایجاد چنین فضایی که در آن رفتارهای الگو سازی شده مناسب وجود دارد، رهبر گروه می تواند اعتماد گروه را جلب کند و چگونگی انجام تغییرات را برای آنها روشن نماید.   انتخاب و حذف  اعضا   پس از آنکه تصمیمات اولیه در مورد شکل، ساختار و موضوعات مورد نظر گرفته شد، کارکنان گروه به انتخاب اعضا می پردازند .یکی از بهترین راه های انجام این کار، مطلع ساختن والدین، آموزگاران و دانش آموزان با علت تشکیل گروه و آن چیزی است که از اعضای گروه انتظار می رود.(ریچی و هاس، ۲۰۰۰)اعلامیه های دستی، بولتن ها، خبرنامه و گفتار شفاهی را می توان به صورت های مختلف برای انجام اینکار مورد استفاده قرار داد. کودکانی که اعضای بالقوه گروه محسوب می شوند، بویژه در مشاوره گروه محور، اغلب مایل به پیوستن به گروه می باشند.     تمام کودکانی که برای عضویت در گروه داوطلب می شوند برای گروه مناسب نیستند.بنابراین، پیش از تشکیل گروه باید فرآیند غربالگری انجام شود. غربالگری پیش از تشکیل گروه در گروه های کودکان اهمیت ویژه ای دارد، چرا که در آن افراد کم سن و سال ناچارند مسئولیت های اخلاقی و قانونی را بر عهده بگیرند(ریچی و هاس، ۲۰۰۰).«موضوعاتی از قبیل حقوق خصوصی موکل، رضایت نامه آگاهانه و در جریان گذاشتن والدین در هنگام تشکیل گروه های کودکان بسیار مهم است».بعنوان مثال، در رابطه با حریم خصوصی، «مشاورین مدرسه یا نهادهای اجتماعی باید دقت داشته باشند تا فرآیند انتخاب اعضا موجب از بین رفتن حقوق آنها و والدینشان نشود و به آنها بر چسب های نامناسب نزنند» در یک مورد حاد، والدین می توانند از مشاور بخاطر زدن بر چسب منفی به کودکتان شکایت کنند.   فرض کنید که مشاوران نکات احتیاطی را به نحوه مناسب رعایت کرده باشند، در آن صورت مرحله بعد از انتخاب غربالگری (و حذف) می باشد. یک را برای غربالگری شرکت کنندگان بالقوه استفاده از روش های ارزیابی پیش از تشکیل گروه می باشد.این روشها می تواننند بصورت رسمی و یا غیر رسمی باشند. یک روش غیر رسمی آن است که از کودک بخواهیم انتظاراتش را از گروه بر روی کاغذ بنویسد. در صورت رسمی تر می توان ار ابزارهای خاصی زراحی شده برای اینکار مثل مقیاس ارزیابی روان درمانی گروهی یا فرم ارزیابی گروهی استفاده نمود(دلوسیا- واک، ۱۹۹۷).مصاحبه با فرد یا گروه کوچک نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد و از کارکنان گروهی خواسته شود تا با کودکان در مورد گروه و هدف آن صحبت کنند(کوری، ۲۰۰۲، مور، ۱۹۶۹).   اگر باتوجه به معیارهای مرتبط، مشاور تصور کند که کودکان خاصی می توانند از گروه استفاده کنند و این کودکان نیز به کار گروهی علاقه نشان دهند، در آن صورت می توان از کودکان دعوت نمود تا به گروه بپیوندند(کوچندوفر و کالپ، ۱۹۷۹؛ سیلورمن، ۱۹۷۶).حق انتخاب برای موفقیت گروه حیاتی می باشد، زیرا رضایت خاطر عضو و پذیرش او توسط گروه بر انسجام گروهی اثر می گذارد و در نهایت پیامدهای شخصی را تحت  تأثیر قرار می دهد.   هنگامیکه کارکنان گروه و کودکان به این نتیجه رسیدند که زمان تشکیل گروه فرا رسیده است، باید اجازه نامه کتبی برای جلب رضایت والدین فرستاده شود. کودکان نیز باید فرم رضایت نامه را امضا کنند تا قبل از شروع کار گروه توافق تک تک افراد جلب شده باشد. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که کار گروهی با کودکان بسیار دشوارتر از بزرگسالان است زیرا در آن ملاحظات فراوانی در زمینه حقوق کودکان در نظر گرفته شود(کوری و کالانان، ۱۹۹۸).   طول جلسات گروهی و تعداد اعضا در گروه   در مورد طول جلسات و تعداد کودکان شرکت کننده در گروه دیدگاه ها متفاوت است. یک قاعده کلی آنست که هر چه کودکان کم سن و سال تر باشند، باید طول جلسات کوتاه تر و تعداد افراد کمتر باشد.(مایریک، ۱۹۹۳ و وینسون، ۱۹۹۲).در صورت بزرگ شدن بیش از اندازه گروه (مثلاً ، نه نفر به بالا)، فرصت مشارکت مساوری، پویایی تغییر گروه کاهش مییابد(کاستور، ۱۹۶۲).در این قبیل جلسات، گروه های فرعی، یا «درون گروه ها» و «برون گروه ها»[۳۲] بوجود می آیند.   در واقع تعداد افرادی که می تواننند در فعالیت های راهنمایی گروهی بزرگ شرکت کنند نامعلوم می باشد، اما بیشتر مشاوران«تعداد مناسب را ۲۵ تا ۳۰ دانش آموز می دانند. در این حالت بنحو رضایت بخشی می توان پنج یا شش تیم کاری کوچک را که هر کدام متشکل از پنج یا شش دانش آموز است بوجود آورد» (مایریک، ۱۹۸۷).گروه های کوچک موجوددر گروه اصلی را می توان در صورت نیاز به دسته های فرعی تر سه تایی یا دو تایی تقسیم نمود.   در مشاوره گروهی، تعداد اعضا مورد توجه می باشد.«اندازه گروه باید همیشه بعد از بررسی هدف گروه مشاوره، نیازهای رو به رشد دانش آموزان و زمان موجود مشخص شود»(گومایر، ۱۹۸۶).هنگام کار باکودکان ۵ تا ۶ ساله، جلسات باید بصورت ۲۰ دقیقه و دو یا سه نوبت در هفته برگزار شود و تعداد کودکان شرکت کننده نیز نباید از سه چهار نفر بیشتر باشد(تامپسون و رادولف، ۲۰۰۰).با رشد سنی کودکان، تعداد جلسات و نفرات را می توان افزایش داد.بعنوان مثال، کودکانی که پیش از سن بلوغ هستند(۹ تا ۱۳ ساله) می توانند در گروه های پنج تا هفت نفره در جلسات ۴۵ تا ۵۰ دقیقه ای منظم شرکت کنند (گازدا، ۱۹۸۹).   موضوع جنسیت و سن   یک ملاحظه نهایی در تشکیل یک گروه تصمیم گیری در مورد دامنه جنسی و سنی شرکت کنندگان می باشد. در مورد موضوع جنسیت، اختلافات قابل ملاحظه ای وجود دارد(جورج و داستین، ۱۹۸۸).بعنوان مثال، گینوت(۱۹۶۸) معتقد است که کودکان از هر دو جنس باید در دوره پیش دبستانی مختلط باشند، اما کودکان سن دبستان باید از هم جدا باشند. گازدا(۱۹۸۹)نیز معتقد است که کودکان، دبستانی باید با توجه به جنسیت از هم جدا شوند اما نه تا سن ۹ یا ۱۰ سالگی .او اشاره می کند که بلوغ دختران سریع تر از پسران است و ترکیب مناسب این دو جنس در گروه امکان پذیر نمی باشد.در مقابل، اولسن(۱۹۷۷) گروه هایی را که از پسران و دختران تشکیل شده اند مناسب می داند، زیرا معتقد است فضای مشاوره گروهی امن ترین مکان برای دختران و پسران است و می تواند سازگاری با یکدیگر را بدون توجه به رشد اجتماعی-جنسی به آنها بیاموزد. همین دیدگاه توسط تامپسون و رادولف(۲۰۰۰) مطرح شده است.آنها بر تعادل هر دو جنس در یک گروه  تأکید می کنند؛ مگر اینکه حضور جنس مخالف به کار لطمه بزند.بعنوان مثال می توان از مباحث علمی جنسی نام برد.   در مورد تفاوت سنی در گروه کودکان نباید اختلاف سنی افراد بیش از یک سال باشد(گازدا، ۱۹۸۹).استثنای این موضوع در مورد کودکان پرخاشگری است که می خواهند باکودکان بزرگتر از خود هم گروه شوند و افراد دچار بلوغ دیر رس که با کودکان کم سن و سال در گروه نزدیکتر قرار می گیرند.   نقش رهبر در گروه های کودکان     نقش رهبر در گروه های کودکان متفاوت می باشد. در گروه راهنمایی، رهبر یک آسان کننده آموزش است که کودکان را به خود اکتشافی تشویق می کند. درس های راهنمایی برای ایجاد حس همکاری طراحی شده اند و اغلب بمنظور مشارکت با معلمین کلاس برنامه ریزی می شوند. گاهی اوقات یک مشاوره و یک آموزگار بصورت مشترک یک گروه را رهبری می کنند و به طراحی پیشرفته برنامه درسی می پردازند.در مواقع دیگر، آنها می توانند در هنگام تشویق دانش آموزان به تفکر و بحث در مورد مسایل از آموزش زمانی[۳۳] استفاده کنند(فاوست، ۱۹۶۸).بیشتر رهبران راهنمایی گروهی از یک مبنای غیر نظری برای ایجاد تغییرات استفاده می کنند.  تأکید این افراد بر رشد روز افزون می باشد. سایر رهبران به مسایل کلی توجه بیشتر می کنند. اما گروه سوم از رهبران فقط به یک جنبه خاص از تغییر، مانند حوزه عاطفی، رفتاری یا شناختی می پردازند.   نوع چیدن صندلی ها با توجه به روش مورد نظر رهبران در گروه های آموزشی یا روان آموزشی تغییر می کند. مایریک(۱۹۹۳) معتقد است که دانش آموزان به پنج شکل اصلی کنار هم می نشینند.هنگامیکه کلاس بصورت ردیفی تشکیل می شود، توجه افراد به سمت جلو می باشد. این آرایش خوب است اما محدودیتهایی دارد و حتی می تواند مانع تعامل گروه گردد. در شکل دوم، یعنی دایره ای، تماس دیداری دانش آموزان افزایش می یابد و مساوات رعایت می گردد، اما اگر گروه کلاس خیلی بزرگ باشد(مثلاً ، بالای ۲۰ نفر)، در آن صورت دانش آموزان حس مرتبط بودن به یکدیگر را از دست خواهند داد.   در آرایش نیم دایره ای، دانش آموزان می توانند یکدیگر را ببینند و  تقریبا ً می خواهندبا هم بحث کنند. اما اگر گروه بیش از اندازه بزرگ باشد(مثلاً ، بالای ۲۰ نفر)، دانش آموزان حس نمی کنند که در یک گروه هستند.آرایش چهارم، دایره های درونی و بیرونی  نام دارد و اغلب بنام تنگ ماهی معروف است. در این روش، گروه درونی احساس نزدیک بودن می کند، اما کسانیکه در دایره بیرونی قرار گرفته اند ممکن است احساس دور افتادگی کنند و دچار کسالت شوند. برای افزایش مشارکت همه افراد، رهبر گروه می تواند اعضای گروه بیرونی را در حین مشاهده گروه درونی (سرگرم کاری مانند یادداشت برداری از تعامل گروه) نمایند.   آنها همچنین می توانند به تناسب زمان از اعضا بخواهند که جایشان را با هم عوض کنند. راه دیگر برای تشویق مشارکت در بین تمام افراد، آنست که رهبران یک صندلی را در دایره درونی خالی بگذارند تا تمام افراد گروه بیرونی که بتواند بنویت روی آن بنشینند و بصورت مستقیم شاهد آن چیزی باشد که در دایره درونی اتفاق می افتد.   سرانجام اینکه، رهبر راهنمای گروه می تواند از آرایش دیگر که به نام  تیم های  گفتگو  معروف است استفاده کند تا میزان فعالیت های روان آموزشی و راهنمایی را افزایش دهد. در این  آرایش، دانش آموزان به تیم هایی تقسیم می شوند که بصورت نیم دایره در اطراف اتاق می نشینند. در این شکل از نشستن دانش آموزان با یکدیگر تعامل پیدا می کنند و سطح هیجان و لذت بخش بودن کار در میان دانش آموزان افزایش می یابد. ایراد این روش آنست که تعامل  عمدتاً  به تعداد اندکی از افراد محدود می شود و سایر اعضای گروه فقط می توانند با یک گروه کوچک مشارکت نمایند.   در مشاوره گروهی، رهبران بیش از راهنمایی گروهی به داشتن مبانی نظری و عملی گرایش پیدا می کنند(لانگ، ۱۹۸۸).بعنوان مثال، رهبر گروه طرفدار آدلر یک فرد روشن اندیش و دموکرات است که بر مبنای روشن اینجا و اکنون عمل می کند.این رهبران از نظر تکنیک با هم متفاوتند اما در کار با کودکان همگی تشویق و قانون پیامدهای طبیعی را مورد  تأکید قرار می دهند(دینک مایر و اسپری، ۲۰۰۰) .   رهبرانی که روان تحلیل گری را اساس کار خود قرار می دهند و(بیشتر به روان درمانی گروه می پردازند تا مشاوره گروهی) آزاد سازی احساس از طریق پالایش[۳۴] و تحلیل انتقال و تفسیر مورد توجه و  تأکید قرار می دهند(کوری، ۲۰۰۰).در مقابل،مشاورین گروهی که در کار گروهی با کودکان از روش راجرز  استفاده می کنند«بیشتر بر کیفیت   آسان سازی  کننده مشاور بعنوان یک شخص  تأکید می کنند…ومعتقدند خود شخص مشاور شتاب دهنده[۳۵] اصلی پیشرفت یا عدم پیشرفت شرکت کنندگان در گروه می باشد»(بوی و پاین، ۱۹۸۲)   رهبران گروه های درمان رفتار عقلانی- عاطفی برای کودکان بر آموزش تفکر عقلانی  تأکید می کنند(الیس، ۱۹۷۴ واینراچ، ۱۹۹۵) .اما رهبران پیرو تحلیل تعاملی (TA)[36] ترجیح می دهند که در کار با کودکان در گروه ها رویارویی با بازی ها را افزایش دهند و به کودکان کمک کنند تا مفاهیم اسای TA با بررسی نحوه عملکرد خودشان و دیگران را بیاموزند(هریس، ۱۹۶۹؛ تامپسون و رادولف، ۲۰۰۰).بنحو مشابه، رهبرانی که در کار با گروه ها ،به نظریه گشتالت باور دارند ازاین روش برای رشد آگاهی و تغییر شخصیت از درون استفاده می کنند(کوری، ۱۹۸۷).رهبران گروه های رفتاری بر آموزش مهارت های پیش اجتماعی مناسب کودکان و کمک به آنها در از بین بردن رفتار نادرست  تأکید می کنند(رز، ۱۹۸۷).یک بخش مهم که در تغییر رفتاری باید مورد توجه قرار گیرد رشد آگاهی رفتاری می باشد، یعنی «افزایش توانایی دانش آموزان برای شناخت رفتارهای نامناسب اجتماعی درک و عواقب آن و نیز استفاده از انتخاب احتمالات بصورت مثبت توسط خود شخص»(سفران، ۱۹۸۵).در نهایت، رهبران در گروه های راه حل محور به اعضای گروه کمک می کنند تا بجای  مسأله  بر راه حل متمرکز شوند. این  تأکید می تواند بطور خاص بخاطر ماهیت مثبت و ویژه ای که دارد موجب افزایش موفقیت گروه  شود(مورفی، ۱۹۹۷).   اساساً «اصول مشاوره گروهی را می توان برای تمام سنین بکار برد، اما مشاوره گروه(رهبر) باید تکنیک های خودش را برای رشد اجتماعی، عاطفی، و عقلانی اعضا و همچنین تواناسازی آنها در برقراری ارتباط کلامی مورد استفاده قرار دهد».   ( جورج و داستین، ۱۹۸۸).           مطالعات مربوط به پیامد تشکیل گروه های کودکان     از آنجاییکه گروه های روان آموزشی و مشاوره ای سالیان دراز برای کودکان مقاطع ابتدایی و متوسطه مورد استفاده قرار گرفته اند، بنابراین مطالعات فراوانی در مورد کارآیی آنها صورت پذیرفته است.در اینجا تنها به چند تا از آنها پرداخته شده است؛ اما، همانطور که بومان(۱۹۸۷) در یک پژوهش ملی کشف نمود، مشاورانی که با تمام سطوح سنی کار می کنند، تشکیل گروه ها را برای پیشرفت دانش آموزان حیاتی می دانند.علاوه بر این، دلوسیا- واک و گرتی(۲۰۰۱) خاطرنشان ساخته اند که «گروه ها، عناصری از حمایت، نوع دوستی، کلیت و همکاری را فراهم می سازند که مشاوره فردی قادر به ایجاد آن نیست»   بعوان مثال، دانش آموزان کلاس چهارم و پنجم که والدین شان الکلی بودند، توانستند به روش های مختلف از مشاوره گروهی استفاده کنند(ریدل، برگین و دوزنیز، ۱۹۹۷).به طور خاص، خود پنداره های این کودکان، با کمک مقیاس خودپنداری کودکان پیرس- هاریس، اصلاح گردید.بعلاوه، این کودکان توانستند مهارت های اجتماعی شان را افزایش دهند و با حضور به مدت ۱۴ هفته در گروه از میزان اضطراب خود بکاهند. همچنین آنها اطلاعاتی را در مورد بیماری الکلیسم و راه های مقابله با مصرف الکل توسط والدین یافتند .این در حالی است که بخاطر عدم استفاده از گروه، امکان ایجاد این پیشرفت ها در ۴۰ دانش آموز دبستان دولتی جنوب شرقی جرجیا فراهم نگردید.   در یک پروژه تحقیقی که در مدرسه ابتداییدیگر انجام پذیرفت، آلن و باردسلی (۱۹۸۳) دریافتند که مشاوره گروهی می تواند برای کودکان جابجا شده (یعنی، کودکانی که وارد یک اجتماع یا مدرسه جدید شده بودند) در هنگام سازگاری با محیط مفیدباشد. آنها یک قالب مشاوره گروهی شش جلسه ای را مطرح کردند که بنحوی مؤثر دانش آموزان، معلمین، والدین و مدیر مدرسه را تحت  تأثیر قرار داده بود.   در کار با دانش آموزان پایه چهارم و پنجم که والدینشان از هم جدا شده بودند، یک گروه حمایتی ۱۱ جلسه ای تشکیل شد و توانست برای آنها سودمند باشد(تدر، شرمن و وانتز، ۱۹۸۷ ).در این گروه، یک فعالیت رو به رشد مقدماتی مناسب بنام کرم ساقه خوار (کاترپیلار) مورد استفاده قرار گرفت.   این فعالیت در هشت مرحله و بصورت زیر انجام شد:   ۱- نقاشی از یک چهره   ۲- نوشتن سه کلمه در توصیف خود   ۳- گوش دادن به دو موضوع سرگرم کننده   ۴- نوشتن سه جمله در مورد احساس کنونی   ۵- مشخص نمودن محل تولد،   ۶- توصیف اینکه در زمان حاضر فرد دوست داشت چگونه باشد   ۷- گوش دادن به فعالیت مورد علاقه   ۸- نوشتن در مورد یک کیفیت شخصی منحصر به فرد.   مهمترین پیامد این پژوهش استفاده آن از ابراز عینی برای تصدیق نتایج مثبت بود و باعث شد تا والدین بطور خاص برای بررسی رفتار کودکانشان با گروه تماس داشته باشند.         در مورد گروه هایی که در آن والدین کودکان در سن دبستان فرزندان ازهم جدا شده بودند، دلوسیا- واک و گرتی(۲۰۰۱)در پژوهش دیگری به بررسی اثر این گروه ها بر مدارس و نمایندگی های اجتماعی پرداختند.

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*