نقش ورزش در اصلاح و تربیت زندانیان

قش ورزش در اصلاح و تربیت زندانیان
امتیازدهی به این مقاله:

۱۳۸۹/۱۱/۰۴
نظرات شما (۰)

خلاصه مقاله


“مقام معظم رهبری ”     امر به ورزش امر به معروف است .

 

در برنامه کاهش  آسیبهای پرخطر در زندان                                                      زندان مرکزی اراک –  اعظم مسن آبادی       فهرست                                                   صفحه                                                                 ·              مقدمه :   تربیت بدنی و ورزش یکی از زیر مجموعه های تعلیم و تربیت و وسیله ای است برای رسیدن به سلامت جسمی و روحی نسل جوان . از اهداف اولیه تعلیم و تربیت ، پرورش فرد بعنوان یک انسان هدف دار ،مستقل و خودگردان  است . تربیت بدنی با تأکیدی که بر پرورش جسمی ،ذهنی ،هیجان و برازندگی اجتماعی دارد ، در صورت آموزش صحیح واصولی نقش شایان توجهی را درفرایند تعلیم وتربیت ایفا خواهد کرد .    درنظام تربیتی اسلام ، تربیت بدنی بعنوان بخشی مهم دربرنامه های پرورشی انسان بها داده شده است . ورزش بعنوان عامل حرکت می تواند جریان رشد و تکامل را درتمام زمینه های مختلف انسان تسهیل و هم آهنگ نماید و به شکوفائی و تکوین استعدادهای نهفته منجر گردد . به همین خاطر است که روح اسلام و تشیع با ورزش عجین گرديده است . بدینسان ورزش پهلوانی بعنوان ورزش هدف دار و متعالی مورد نظر اولیاء و فقهای اسلامی بوده وهست . ورزش بعنوان وسیله ای برای کسب یا تسهیل آمادگی برای اهداف عالیه مورد نظر اسلام می باشد وگرنه ورزشی که خود هدف قرار گرفته و برای رسیدن به آن هر وسیله ای در اختیار می گیرد نه تنها بعنوان عامل پرورشی محسوب نمی شود بلکه می توان بعنوان عامل فساد اخلاقی و انسانی نیز در آید . وجود انواع و اقسام ناجوانمردیها و تقلب در ورزش قهرمانی مصداق عینی این تعبیر می باشد .   با توجه به نقش ورزش امروزه در جوامعی که نارساییهایی کمٍی وکیفی در ورزش آنها وجود دارد . عقب افتادگی آن جامعه نیز به چشم می خورد . از این رو است که در حال حاضر ورزش در جوامع مترقی دنیا علاوه بر اثرات بهداشتی و نقش مهم آن در سلامت یک ملت اقتصادی مورد مطالعه وپژوهش علمی قرار می گیرد .همچنین در جهان امروزه از ورزش بعنوان نوعی وسیله درمانی با توان بخشی برای کسانی که به هر دلیل ازمسیرطبیعی خارج شده اند و دچار نقص و نقصان در زمینه های جسمی و روحی گشته اند بکارمی رود.   تعریف ورزش :   واژه ورزش در فارسی معادل کلمه sport در انگلیسی است که کلمه اخیر از لغت لاتین ، بمعنی گرم ساختن فرد با تمرین های جسمی است ؛ مشتق شده است .   تعاریف مختلف از ورزش :   ورزش نوعی فعالیت رقابتی بین افراد است که بر اساس مهارت جسمی استوار بوده و در بردارنده ی پاداش درونی و بیرونی است .   سازمان یونسکو از ورزش چنین تعریف کرده است :   هرفعالیت جسمی است که جنبه ی بازی داشته و مستلزم مبارزه با خود با دیگران و با مواجه شدن با پدیده های طبیعی باشد ؛ ورزش نامیده می شود . در صورتی که این مبارزه با رقبت تبدیل شود باید با روحیه ی ورزشکارانه و رعایت قوانین و مقررات انجام شود .   ورزش به فعالیتها یا مهارتهای عادی جسمانی‌ای گفته می‌شود که بر پایه یک رشته قوانین مورد توافق همگانی و با اهداف تفریحی، یا برای مسابقه ،نشاط شخصی، دستیابی به ورزیدگی، مهارت جویی یا آمیزه‌ای از این اهداف انجام می‌گیرد. تعریف ورزش به هدف و منظور از انجام آن بستگی دارد.   برای نمونه پیکارهای شنا که در برابر هزاران نفر در یک استخرسرپوشیده مسابقاتی انجام می‌گیرد یک گونه از ورزش بشمار می‌رود در حالیکه شنا در یک استخر معمولی یا در دریا یک گونه تفریحی از ورزش شمرده می‌شود. رشته‌های فراوانی در ورزش وجود دارند و مردم زمان و هزینه زیادی را چه به عنوان شرکت کننده و چه به عنوان تماشاگر صرف ورزش می‌کنند. ورزش و ورزش کردن طی سالیان طولانی از قالب یک تفریح و سرگرمی به قالب یک حرفه و فعالیت درآمده است و تعداد بیشماری از ورزشکاران حرفه‌ای در سراسر جهان از طریق ورزش به ثروت و زندگی رسیده اند. این یکی از خصوصیات ورزش به شمار می‌آید.امروزه ورزش زنان نيز جايگاه خاصي در مجامع بين المللي پيدا کرده است.   واژه‌ ورزش‌ که از دیرباز معنای تمرین و ممارست داشت به هنگام‌ تصويب‌ «قانون‌ ورزش‌ اجباري‌ در مدارس‌» در ۱۶ شهريور ماه‌ ۱۳۰۶ خ‌ به طور رسمی به معنای امروزی وارد قاموس‌ واژگان‌ دولتي‌ ايران‌ شده‌ است.   تعریف روانشناختی از ورزش :   ” توصیف ، توضیح ،پیش بینی و تغییر رفتار فرد که خصوصیت اصلی آ ن تلاش برای انجام رسانیدن این هدف ها در چارچوب ورزش و فعالیت های حرکتی است . ”   ورزش در ایران باستان   برخی از باستان شناسان معتقد هستند که ساکنین اولیه آریانها یا آریاییها در قسمت شرقی و جنوب شرقی دریای خزر بوده و برخی دیگر آنها را به مردمان قفقازیه که به قسمت‌های جنوبی خزر آمده‌اند نسبت می‌‌دهند.اینان مردانی بودند که از راه شمشیر زندگی می‌‌کردند. ایشان سربازانی را تشکیل می‌‌دادند که می‌‌بایست یک روز جانشین امرائی بشوند که خود در خدمت ایشان بودند.تاریخ مهاجرت آنها نیز بدرستی روشن نیست ولی بین دو هزار سال تا پانصد سال قبل از میلاد این قوم به سرزمین ایران آمده و افراد بومی و محلی را به جنوب برده اند.بنابراین آریانها مردمانی قوی، سلحشور و صحرا گرد بوده و کار عمده شان پرورش حیوانات اهلی و شکار و سواری و تیراندازی بوده است.   ورزش و تقویت قوای بدنی و مهارت در جنگ و سواری و تیراندازی و راهپیمائی از اصول متداول این مردم بوده است قومی که دائما در حال کوچیدن و منازعه با بومی‌های محلی بوده و بقهر و غلبه زمینها و کشتزارها را تصاحب می‌‌کرده قطعا باید چالاک و سلحشور و بردبار و قوی اندام باشند.   این مردم بتدریج شهر نشین شده و ده و شهر و قصبه بوجود آورده‌اند از وقتیکه آریانها شهر نشین شدند همیشه مورد هجوم شعبه دیگر آریائیها – سکاها- واقع شدند.قبل از تشکیل دولت ماد، آریانها بشکل ملوک الطوایفی می‌‌زیسته و رئیس هر خانواده با قدرت کامل خانواده را اداره می‌‌کرد، و در مواقع جنگ یکی از رؤسای این خانواده فرماندهی لشکر را بعهده می‌‌گرفتند که بعدا مقام سلطنت از همین اختیارات بوجود آمد.   در آن زمان هیچیک از امراء و سلاطین قدرت رئیس خانواده را تهدید نمی‌کردند.از قرن نهم قبل از میلاد سه تیره بزرگ آریائی در سرزمین ایران به حکومت رسیدند، در مشرق باختری ها، در مغرب مادها و در جنوب پارسها.آنچه از اخلاق و آداب این زمان روشن است حالت آماده گی قوم آریائی برای حرکت و جنگ و دفاع بوده است.آنها به تربیت حیوانات اهلی پرداختند و در این  میان به اسب و سگ به خاطر فوایدی که در جنگ و سفر و نگهبانی رمه و گله داشتند اهمیت بیشتری دادند .   ورزش از نگاه  ابن سینا   ابن سینا در مورد ورزش چنین عقیده ای دارد:   ورزش جزء وسايل عمده  بهداشت و سلامتي است چرا كه اهميت عمده سلامتي در حفظ و نگهداري آنست .    براي وصول به اين امر بايد با قوانين و روشهاي  ورزش آشنا  باشیم.   ورزش عبارت  از حركات ارادي  است كه  نفس را تند مي كند  و باعث عرق كردن بدن مي شود . كسي كه بطور عادي  ورزش  كند از  اکثر بيماريها  در امان مانده و در نتيجه احتياج به در مان پيدا نمي كند.   وي همچنين مي گويد :علت اينكه ورزش ضروري است ،آنست كه در موقع حركت ، بدن  بدون غذا نمي ماند و اين را نيز مي دانيم كه هيچ غذايي  يافت  نمي شود كه  تماما در بدن جذب  شود . غذا از لحاظ  كميت در بدن  اثر دارد بطوريكه  بدن سنگين  شده و اشتها  وگوارش  كم  ميشود .   ماندن  اين اضافات  در بدن  ايجاد عفونت  مي كند و استفاده از دواي مسهل  موجب  مسموميت  مي شود .   بطوريكه  بقراط  گفته است :مسهل  هم باعث تخليه روده  و هم باعث مسموميت مي گردد . در هر حال حرارتي ملايم كه در اثر ورزش حاصل مي شود موجب تعادل در اين امرمي شود و ديگر  نيازي  به دكتر و دارو نخواهد بود.   ورزش از دیدگاه قرآنی   مسابقه ورزشی، عذری موجّه   در داستان حضرت یوسف (ع)و برادرانش- که در قرآن آمده و خداوند متعال آن را نشانه های هدایت برای سوال کنندگان و مطالعه کنند گان آن معرفی می کند و به نکات آموزنده فراوان در زمینه های مختلف زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … بر می خوریم. یکی از این نکات آموزنده، مساله لزوم ورزش، بازی و تحرک، به ویژه برای جوانان و کودکان می باشد.   حضرت یعقوب علیه السلام دوازده پسر داشت که دو نفر از آن ها (یوسف و بنیامین) از یک مادر بودند که “راحیل” نام داشت. یعقوب به جهاتی نسبت به این دوفرزند، محبت بیشتری ابرازمی نمود و همین مساله باعث برانگیخته شدن حس حسادت در سایر برادران شد. آنان به یکدیگر گفتند: با این که ماده برادر، گروهی نیرومند و تواناییم، ولی باز هم پدرمان به یوسف و برادرش بنیامین علاقه بیشتری دارد.   از آن جا که این علاقه نسبت به یوسف خیلی شدیدتر بود، برادران ناتنی تصمیم گرفتند یوسف را بکشند و یا این که از پدر دور سازند. برای اجرای این نقشه، نزد پدر آمده و با قیافه های حق به جانب و زبانی نرم و همراه با یک نوع انتقاد ترحّم برانگیز گفتند: پدرجان! چرا تو هرگز یوسف را از خود دور نمی کنی و به ما نمی سپاری؟ چرا ما را نسبت به برادرمان امین نمی دانی، در حالی که ما به طور قطع خیر خواه او هستیم؟!   آن گاه ادامه می دهند:   “اَرسِلهُ مَعَنا غَداً یَرتَع وَیَلعَب وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ؛   او را فردا با ما [به خارج شهر] بفرست تا در چمن و مراتع بگردد و بازی کند و البته ما [از هر خطری] حافظ ونگهبان اوییم.”   پدر از این که مبادا یوسف در اثر غفلت آنان طعمه گرگ شود، ابراز نگرانی می کند. پسران در پاسخ می گویند:   “لَئِن اَکَلَهُ الذّئبُ وَ نَحنُ عُصبَةُ اِنّا اِذاً لَخاسِروُنَ؛   اگر او را گرگ بخورد، با این که ما گروه نیرومندی هستیم، ما از زیان کاران خواهیم بود [و هرگز چنین چیزی ممکن نیست].”   بالاخره پدر را قانع ساخته و یوسف را با خود به صحرا برده و در مخفیگاه چاه قرار می دهند، تا کاروانیان رهنگذر او را با خود به دیاری دور دست برده و از یعقوب دور گردانند.   اکنون که از دست یوسف راحت شده اند، می باید عذر موجّهی برای پدر بیاورند که چرا یوسف را با خود بر نگردانده اند. نقشه ای کشیدند و آن این که با صحنه سازی به پدر وانمود می کنیم یوسف را گرگ دریده است. پیراهن یوسف را به خونی دروغین (از حیوانات یا پرندگان) آغشتند و شب هنگام با چشمی گریان به سوی پدر بازگشتند:   “وَجاوُا اَباهُم عِشاءً یَبکُون؛   و شب هنگام در حالی که گریه می کردند به سراغ پدر آمدند.”   و برای این که دلیل قانع کننده ای برای غفلت خود از یوسف ارائه دهند، گفتند:   “یا اَبانا اِنّا ذَهَبتل نستَبِقُ وَ تَرَکنا یُوسفَ عِندَ مَتا عِنا فَاَ کَلَهُ الذّئبُ؛   ای پدر! ما رفتیم و مشغول مسابقه شدیم و یوسف را نزد اثات خود گذاردیم و گرگ او را خورد!”   و برای این که این دروغ را به پدر بباورانند، پیراهن یوسف را که به خون آلوده بودند، به عنوان سند و مدرک به پدر ارائه نمودند:   “وَ جاوُا عَلی قَمیصِهِ بِدَم کَذب؛   و پیراهن او را با خونی دروغین [نزد پدر] آوردند.”   برخی از نکاتی که از این داستان به دست می آید، عبارتند از:   ۱- نیرومندی و ورزشکار بودن، یک مزیت و فضیلت است و به همین دلیل برادران یوسف در دو جا مطرح می کنند که ما گروهی نیرومند و ورزش کاریم:   الف) هنگامی که برادران با یکدیگر توطئه می کنند، می گویند:   “وَ نَحنُ عُصبَةُ” و آن را دلیل برتری خویش بر یوسف می دانند.   ب) هنگامی که پدر از این که گرگ یوسف را بخورد ابراز نگرانی می کند، آنان در پاسخ پدر می گویند:   “وَ نَحنُ عُصبَةُ” و داشتن نیرو می توان جسمی را مشخصه یک محافظ و پاسدار می دانند که به خوبی می تواند به ماموریت پاسداری و حفاظت عمل کند.   ۲- بازی کردن و تحرک را- که خود نوعی ورزش است- برای کودکان لازم و ضروری می داند. به همین جهت، برادران یوسف به بهانه بازی کردن، یوسف را از پدرش- که خود یک پیامبر الهی و معصوم و دارای بینش کافی است- جدا می کنند و او به این که بازی برای کودک لازم است، اعتراض نمی کند.   ۳- بازی، تحرک و ورزش، بهتر است در هوای آزاد، محیط باز و فضای سبز صورت گیرد، نه در هوای آلوده و پر از دود گازوئیل و یا محیط در بسته و تنگ و به دور از طبیعت؛ بدین جهت برادران یوسف به پدر می گویند:   “یَرتَع وَ یَلعَب؛   تایوسف در چمن و مراتع بگردد و بازی کند.”   ۴- در حالی که برادران یوسف، بزرگ ترین و نابخشودنی ترین گناهان را مرتکب شده و به قول خودشان برادرشان را از روی غفلت به کشتن داده اند، بهترین و پیامبر پسندترین عذری که ارائه می کنند، اشتغال به ورزش و مسابقه ورزشی است و می گویند:   “یا اَبانا اِنّا ذَهَبتل نستَبِقُ وَ تَرَکنا یُوسفَ عِندَ مَتا عِنا فَاَ کَلَهُ الذّئبُ؛   ای پدر! ما رفتیم و مشغول مسابقه شدیم و یوسف را نزد اثات خود گذاردیم و گرگ او را خورد!”   و آن پیامبر هم به آنان خرده نمی گیرد که چرا به ورزش و مسابقه ورزشی پرداختید.   حضرت موسی علیه السلام جوانی نیرومند   در قرآن کریم، در باره حضرت موسی علیه السلام چنین می خوانیم:   “ولما بلغ اشده و استوی اتیناه حکما و علما و کذلک نجزی المحسنین؛   هنگامی که [موسی] نیرومند و کامل شد، حکمت و دانش به او دادیم، و این گونه نیکوکاران را جزا می دهیم.”   “اشد” از ماده شدت، به معنای نیرومند شدن است، و “استوی” از ماده استواء به معنای کمال خلقت و اعتدال آن است.   گویا یک نحو ارتباط بین سلامتی و نیرومندی جسمانی و یاد گرفتن حکمت و دانش وجود داشته باشد، و شنیده نشده که هیچ یک از پیامبران الهی- که تعداد آن ها در روایات اسلامی ۱۲۴۰۰۰ نفر ذکر شده است- ضعیف و یا ناقص الخلقه بوده باشند. در مورد جانشینان دوازده گانه پیامبر عظیم الشان اسلام نیز چنین است. به همین جهت است که در آیه مذکور فرمود: هنگامی که موسی نیرومند و کامل شد، حکمت و دانش به او دادیم.   در ادامه این داستان می خوانیم که موسی علیه السلام از قصر فرعون – که در خارج شهر قرار داشت- خارج شده و وارد شهر می شود. به محض ورود به شهر، متوجه می شود یکی از پیروان او با یکی از مامورین فرعون – که می خواست از او بیگاری بکشد – درگیر شده و توان کافی برای دفاع از خویشتن را ندارد.   هنگامی که چشم شخص با ایمان به موسی علیه السلام می افتد (و با توجه به این که می دانست موسی مردی نیرومند و ورزیده است) از او یاری می طلبد.   “و دخل المدینه علی حسین غفلة من اهلها فوجد فیها رجلین یقتتلان هذا من شیعته و هذا من عدوّه فاستغاثه الّذی من شیعته علی الّذی من عدوّه؛   [موسی] در موقعی که اهل شهر در غفلت بودند، وارد شهر شده، ناگهان دو مرد را دید که به جنگ و نزاع مشغولند؛ یکی از پیروان او بود و دیگری از دشمنانش. آن یکی که از پیروان او بود، از وی در برابر دشمنش تقاضای کمک کرد”.   موسی که دارای روحیه دفاع از مظلوم در برابر ظالم بود، بلافاصله به کمک مظلوم شتافته، با ظالم درگیر می شود. او تنها با زدن یک مشت به سینه دشمن، او را از پای در می آورد.   نکته قابل توجه در این جا این است که حضرت موسی علیه السلام قدرت و توان خویش را در جهت دفاع از مظلوم و مبارزه با ظالم به کار می گیرد، همان گونه که شیرخدا، حضرت علی مرتضی علیه السلام بود و به فرزندان خویش وصیت فرمود:   “کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا؛   همواره دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید.”   آن گاه موسی به خاطر این قتل ناخواسته که انجام داده به درگاه خدا استغفار می کند.   پس از این که توبه اش پذیرفته می شود، به شکرانه این نعمت، با خدای خویش پیمان می بندد که هیچ گاه پشتیبان مجرمان نباشد؛ یعنی با فرعونیان همکاری نکند و در کنار ستمدیدگان باشد.   پس از این ماجرا، موسی علیه السلام مجبور می شود از آن شهر بگریزد. وسیله نقلیه در اختیار ندارد و از طرفی باید به سرعت از شهر خارج شود. پیاده به راه می افتد و آن قدر پیاده روی می کند که کفش هایش پاره می شوند. با پای برهنه و شکم گرسنه به راه ادامه می دهد و این راه پیمایی، هشت روز به طول می انجامد. وی برای رفع گرسنگی، از گیاهان بیابان و برگ درختان استفاده می کند.   کم کم دور نمای شهر “مدین” در افق نمایان شده و موجی از آرامش بر قلب او می نشیند. وقتی نزدیک شهر مدین می رسد، گروهی از چوپانان را می بیند که برای سیراب کردن چهار پایان خود، بر سر چاهی اجتماع کرده اند و پایین تر از آن ها دو زن را می بیند که کناری ایستاده و از گوسفندان خود مراقبت می کنند، اما به چاه نزدیک نمی شوند. وضع این دختران که بسیار متین و باعفت نیز به نظر می رسند و در گوشه ای ایستاده اند و به آن ها فرصت استفاده از آب داده نمی شود، توجه موسی علیه السلام را به خود جلب می کند؛ به سوی دختران رفته می پرسد:   کار شما چیست؟ چرا پیش نمی روید و گوسفندان خود را سیراب نمی کنید؟   می گویند: ما گوسفندان خود را سیراب نمی کنیم تا چوپانان همگی حیوانات خود را آب دهند و بروند و ما از باقیمانده آب استفاده کنیم.   موسی پیش رفته و چونانان را از سر چاه کنار زده و به آنان اعتراض می کند. وضع چاه به گونه ای بود که دارای یک سطل بزرگ بود که آن را چندین نفره از چاه بالا می کشیدند و شاید دختران جوان نیز که کناری ایستاده بودند، به همین خاطر بود که نمی توانستند خود از آن چاه، آب بکشند و می بایست از آبی که چوپانان دیگر بالا می کشیدند و اضافه می آمد استفاده می کردند. از این گذشته، سنگ بزرگی نیز بر سر چاه بود که چوپانان برای محافظت از چاه، آن را بر روی آن می گذاشتند و برداشتن آن مستلزم نیروی هفت تا ده نفر جوان نیرومند بود.   چوپانان که مطمئن بودند موسی علیه السلام به تنهایی نمی تواند از چاه آب بکشد، به کناری رفته و می گویند: بفرما، اگر می توانی آب بکش. موسی علیه السلام با این که به شدت خسته و گرسنه بود، پیش رفته و با قدرت کم نظیر خویش سنگ را به سویی پرتاب می نماید و سپس به تنهایی و با همان سطل بزرگ برای گوسفندان آن دو دختر جوان (که دختران حضرت شعیب پیامبر بودند) آب کشیده و گوسفندان آن ها را سیراب می نماید. آن گاه از شدت خستگی و گرسنگی در زیر سایه درختی به استراحت پرداخته و از خداوند طلب خیر می کند.   علامه طباطبایی می فرماید:   اکثر مفسران، این گفته موسی را که در دعای خود عرض کرد: “پروردگارا!   هر خیر و نیکی بر من فرستی، من به آن نیازمندم” چنین تفسیر کرده اند که از خداوند متعال مقداری غذا در خواست کرد تا گرسنگی خود را با آن درمان نماید؛ بنابر این بهتر است مراد و منظور موسی از آن چیزی که خداوند به او عطا فرموده را همان قوت و قدرت بدنی او بدانیم. همان قوتی که کارهای خداپسندانه ای همچون دفاع از آن مرد اسرائیلی، فرار از دست فرعون و سیراب نمودن گوسفندان حضرت شعیب را با آن انجام می داد. پس اظهار فقر به این قدرت بدنی که خدا به او عنایت فرموده، کنایه از اظهار فقر به آن غذایی است که بتواند به وسیله آن، قدرت بدنی خود را حفظ نماید.   در این هنگام، ناگهان یکی از آن دو دختر- در حالی که با نهایت حیا گام بر می داشت- به سراغ او آمد و گفت: پدرم از تو دعوت می کند تا مزد سیراب کردن گوسفندان را به تو بپردازد.   دختر پیشاپیش حرکت می کند و موسی از پی او روان می شود. در بین راه باد می وزید و لباس های دختر این سو و آن سو می رفت. موسی که خدا را در نظر داشته و دوست ندارد به ناموس دیگران- ولو با نگاه کردن- خیانت کند، به دختر می گوید: من از پیش حرکت می کنم و تو از پشت سر، راه را به من نشان بده. وقتی به خدمت حضرت شعیب علیه السلام می رسد، داستان خود را برای او تعریف می کند. آن گاه یکی از آن دو دختربه پدر پیشنهاد می کند که موسی را استخدام نماید و در ادامه، دلیل این   پیشنهاد و انتخاب را چنین بیان می کند:   “اِنَّ خَیرَ مَنِ ستَاجَرتَ القَوِیُّ الاَمینُ؛   همانا بهترین کسی که می توانی استخدام کنی، آن کسی است که قوی و امین باشد.”   می بینیم که در این جا قوی بودن به عنوان یک مزیت و امتیاز برای حضرت موسی علیه السلام به حساب آمده است. البته آن قوی بودنی که با امین بودن همراه باشد.   حضرت شعیب علیه السلام نیز با این پیشنهاد موافقت نموده، موسی علیه السلام را به استخدام خویش در آورده و یکی از دخترانش را نیز که “صفوره” نام داشت به ازدواج وی در می آورد.   نکته مهم دیگر این که، به طور معمول، انسان قوی و نیرومند بهتر می تواند امانت را حفظ نماید، و “امین بودن” با “قوی بودن” دارای ارتباط نزدیکی است؛ از این رو در آیه قرآن، دو کلمه “قوی” و “امین” در کنار یکدیگر به کار برده شده اند.   قوی بودن از نظر قرآن   با مطالعه قرآن کریم، متوجه می شویم که همیشه قوی بودن در قرآن به عنوان یک عامل مثبت و امتیاز، ارزیابی شده است. برای روشن شدن این مطلب، به برخی از آیات قرآنی در این باره اشاره می شود:   ۱- وقتی بنی اسرائیل انتخاب “طالوت” را از سوی پیامبرشان “اشموئیل” به عنوان رهبر، مورد انتقاد قرار می دهند، وی در پاسخ می گوید:   “اِنَّ اللهَ صطَفیهُ عَلَیکُم وَزادهُ بَسطَةً فِی العِلمِ وَ الجِسمِ؛   خداوند او را بر شما بر گزیده و قدرت علمی و جسمی وی را از شما افزون تر قرار داده است.”   ۲- در باره لزوم تقویت بنیه رزمی و نظامی می فرماید:   وَعِدّوُا الَهُم مَا ستَطَعتُم مِن قُوُّة؛   در برابر آن ها [دشمنان] آن چه توانایی دارید از “نیرو” آماده سازید.”   البته این “نیرو” تنها شامل نیروهای نظامی و رزمی نبوده، بلکه می تواند توانایی های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و خلاصه هر چیزی را که می تواند ما را در پیروزی بر دشمن یاری دهد، در برگیرد. حتی در برخی از روایات می خوانیم:   “مِنهُ الخِضابُ السُّوادُ؛   یکی از مصداق های “قوّه” در این آیه، موهای سفیدرابه وسیله رنگ،سیاه کردن است.”   یعنی اسلام حتی رنگ موها را که به سرباز بزرگ سال، چهره جوان تری می دهد تا دشمن مرعوب گردد، از نظر دور نداشته است و این نشان می دهد که چه اندازه مفهوم “قوه” در آیه فوق وسیع است.   ۳- وقتی قرآن سرگذشت حضرت موسی علیه السلام را بیان می فرماید، او را مردی نیرومند و قوی معرفی می کند. در یک جا می فرماید:   “فَوَکَزَهُ مُوسی فَقَضی عَلَیِه؛   موسی تنها یک مشت به آن مرد زد و او در گذشت!”   و در جای دیگر می فرماید:   “یا اَبَتِ ستَاجِرهُ اِنَّ خَیرَ مَنِ ستَاجَرت القَوِیُّ الاَمینُ؛   [دختر حضرت شعیب خطاب به وی گفت:] ای پدر! موسی را استخدام کن، همانا بهترین کسی که می توانی استخدام کنی، کسی است که نیرومند و امین باشد.”   ۴- هنگامی که حضرت هودعلیه السلام می خواهد یکی از نعمت های خدا بر قوم خود را برشمارد، می گوید:   “وَزادَکُم فِی الخَلقِ بَصطَة؛ و به جسم شما فزونی داد.”   هم از آیات قرآنی و هم از تواریخ بر می آید که آنها مردمی درشت استخوان، قوی پیکر و نیرومند بودند. از قول آن ها می خوانیم:   “مَن آشَدُّ مِنّاقُوُّة؛ چه کسی از ما نیرومند تر است؟”   ۵- خداوند متعال در آیات متعدد، خود را “قوی” می نامد.   در این جا به برخی از این آیات اشاره می نماییم:   “عَلَّمَهُ شَدیدُ القُوی ذُومِرة فَاستَوی؛   (خدا) آن کسی که قدرت عظیمی دارد، او [پیامبر] را تعلیم داده است همان کس که توانایی فوق العاده و سلطه بر همه چیز دارد.”   “اَنَّ القُوَّةَ لِلّهِ جَمیعاً؛   تمامی قدرت و توانایی از آن خداوند است.”   “اَوَلَم یَرَوا اَنَّ اللهَ الَّذی خَلَقَهُم هُوَ اَشَدُّ مِنهُم قُوَّة؛   آیا آنها ندانستند، خدا که آنها را خلق فرموده بسیار از آنان تواناتر است؟!”   “لاقُوَّةَ اِلا بِاللهِ؛  جز قدرت خدا قوّه ای نیست.”   “اِنَّ اللهَ هُوَ الرَّزّاقُ ذُوالقُوُّةِ المَتین؛   همانا روزی بخشنده [خلق] تنها خداست که صاحب قوت و اقتداری سخت استوار است.”   “اِنَّ اللهَ قَوِی ُّ شَدیدُ العِقابِ؛  همانا خداوند توانا و سخت کیفر است.”   “اِنَّ رَبَّکَ هُوَ القَوِیُّ العزیزُ؛ همانا پروردگار تو مقتدر و پیروزمند است.”   “کَتَبَ الله ُ لاَغلِبَنَّ اَنَا وَ رُسُلی اِنَّ اللهَ قَوِیُّ عَزیزُ؛   خداوند نگاشته و حتم گردانیده که البته من و رسولانم [بردشمنان] غالب شویم که خدا توانا و پیروزمند است.”   اگر قوی بودن، صفت خوبی نمی بود، هرگز خداوند، خود را به آن متّصف نمی فرمود.   ورزش از دیدگاه حضرت امام خمینی ( ره )   ورزشكاران بايد به علي )ع) اقتدا كنند.ورزش و تربيت بدني جزء عملي تعليم وتربيت است.”آنها كه جنبه ورزشكاري و مادي را داند آنها جوان‌هايي هستند كه قواي جسمي‌شان بخاطر همين ورزش نشاط و آمادگي پيدا مي‌كند. آن وقت روح آنها معنويات و ايمان را زودتر قبول مي‌كند.قسمتي از بيانات امام خميني (ره) در جمع ورزشكاران ورزش باستاني، تاريخ – ۸/۳/۵۸″من وقتي شما جوان‌ها را مي‌بينم ماشاءالله جوان‌هاي برومند و پهلوان خيلي خوشم مي‌آيد و افتخار مي‌كنم به اينكه جوان‌ها علاوه بر برومندي بدني توجه به ديانت و اسلام دارند و همان‌ طوريكه ورزش كردند براي تقويت بدن، انشاءالله ورزش براي تقويت روح هم كرده‌اند. و مي‌كنند.وقتي اين دو تا قوه با هم شد قوه جسماني و قوه روحاني، اين ارزش خيلي پيدا مي‌كند، قوه جسماني براي خدمت و قوه روحاني هم براي هدايت، با قوه روحاني انسان هدايت كند خودش را و با قوه جسماني خدمت كند اين دو قوه وقتي كه مجتمع شد يك انسان به تمام معنا انسان مي‌شود.   قسمتي ازبيانات امام خميني(ره)درديداربا ورزشكاران و كارمندان تربيت بدني، تاريخ ۱۲/۳/۵۸ …” مملكت ما همين‌طوري كه به علماء و دانشمندان احتياج دارد به اين قدرت شماها هم احتياج دارد اين قدرت وقتي با ايمان باشد وقتي كه زورخانه با قرآن باشد با ايمان باشد پشتوانه يك ملت است وقتي قهرمان‌ها، قهرمان‌هاي اسلامي باشند پشتوانه يك ملت هستند بازوي يك ملت هستند.”قسمتي از بيانات امام خميني (ره) در جمع تيم‌هاي فوتبال منتخب تهران، تاريخ ۱۷/۱۲/۶۰ من خودم ورزشكار نيستم اما ورزشكارها را دوست دارم “احب الصالحين و لست منهم“ از خداي تبارك و تعالي خواهانم كه شما جوانان را كه ذخيره اين كشور هستيد و مايه اميد ملت و اسلام هستيد هر چه بيشتر موفق كند كه در همه ابعاد انساني ورزش كنيد.    يك بُعدش آن بُعدي است كه شما متخصص در آن هستيد و اميد است كه بُعدهاي ديگري هم كه انسان دارد و انسانيت دارد در شما رشد كند.   ورزشكارها هميشه اينطور بودند كه يك روح سالمي داشتند، از باب اينكه توجه به شهوات نداشتند، توجه به لذات نداشتند، توجه به يك فعاليت جسمي داشتند كه عقل سالم در بدن سالم است.   اثرات مطلوب ورزش کردن :    ۱ـ جنبه های اجتماعی :   ورزش در جوامع امروزی بعنوان یک نیاز اساسی نقش روز افزونی در اجتماعی شدن افراد ایفا می نماید . ورزش نه تنها موجبات سرگرمی و تفریح افراد را مهیا می سازد بلکه با آموزش و تقویت روحیه تعاون و همکاری و همچنین رقابت ، پیشرفت و قانون پذیری ، موجبات سازگاری و ترقی فرد و درنهایت جامعه را فراهم می سازد . ورزش سبب تماس و ارتباط افراد و جوامع و توسعه روابط اجتماعی می شود و از انزوا و گوشه گیری افراد جلوگیری می نماید .   ۲ـ جنبه های بدنی و روانی   یکی از مهم ترین نیازهای انسان نیاز به جسمی سالم است و بدون وجود بدنی سالم امکان پذیر نبوده و سلامت روانی را به خطر می اندازد . ورزش برای ایجاد جرأت و گسترش مهارتها در زندگی و ایجاد هماهنگی میان دستگاه اعصاب و عضلات تأثیر فراوانی می تواند نداشته باشد .   ۳ـ  نیاز به تحرک و تخلیه انرژی به نحو مفید وسالم   اصولاً حرکت بعنوان یک نیاز مهم برای انسان تلقی می شود . سکون و عدم تحرک ضمن از بین بردن قوای بدنی سبب کسالت و خمودی روحی می شود و انسان بدون تحرک مانند آب مرداب به فساد گرایش می یابد . از همین جهت که در دین مبین اسلام بکار و فعالیت به دیده عبادت نگریسته می شودو از خمودی و بی تحرکی بعنوان ام الفساد سایر مفسده ها نام برده می شود . اصولاً تحرک میتواند در قالب ورزش صورت بپذیرد که انرژی اضافی را مورد استفاده قرار می دهد و باعث نشاط فرد می گردد . تحقیقات زیادی نشانگر این مطلب هستند که نوجوانان بزهکار غالباً از بیکاری و احساس پوچی و بی هویتی مرتکب بزه نشده اند . ورزش می تواند بعنوان عاملی بازدارنده در اصلاح مجرمین و عدم ارتکاب مجدد جرم مؤثر واقع شود .   ۴ــ تعادل هیجانی و عاطفی   ورزش امکانی مناسب برای ابزار هیجانهای افراد است . با ورزش اضطراب و تنش از فرد دور شده و اعتماد به نفس جایگزین می گردد . ورزش مناسب سبب رشد همه جانبه و در نهایت توازن وتعادل در هیجان و عاطفه می شود .   ۵ ــ نیاز به حل مشکلات شخصی و خانواده   معمولاً افراد منحرف و کجرو چون از منبع و ریشه مشکلات خود ناآگاه هستند . دارای روحیه ای ناسازگار بوده و به را ههای فساد کشیده می شوند . وجود قوانین و مقررات حاکم در هر ورزشی ضمن مقید کردن ورزشکاران و در نهایت مهار خواسته های او باعث کسب آمادگی برای مقاومت در برابر فشار های زندگی می شود . فرد درحین همین ورزش ضمن شناخت توانایی ها و ضعف های خود محیط پیرامون و جهان خود را نیز بهتر خواهد شناخت و همین امر در حل مشکلات شخصی ، خانوادگی واجتماعی نقش مؤثر خواهد داشت .                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                       ورزش در آیین نامه ی سازمان زندانها   در آیین نامه ی سازمان زندانها ، مواد ۱۵۱- ۱۵۲ مربوط به ورزش زندانیان است .   در ماده ۱۵۱ آمده است که :   ((در هر زندان در صورت امکان وسایل و امکانات ورزشی و تربیت بدنی از قبیل کادر مربیان ورزشی و تدارکات سالن سرپوشیده و زمین و وسایل لازم برای ورزشهای فردی و گروهی فراهم گردد)) .   در ماده ۱۵۲ آمده است که :   (( به منظور سلامت جسم وروح محکومان اجرای برنامه های ورزش صبحگاهی در زندانها برای محکومانی که قادر به انجام ورزش می باشند ،اجباری است و بنا بر برنامه ای که برای آنان تنظیم می شود باید دست کم روزانه نیم ساعت در هوای آزاد ورزش نمایند   همچنین در ماده ۱۵۳ آمده است که :   (( محکوم می تواند به پیشنهاد رییس زندان ،موافقت مدیرکل زندانهای استان مربوط و قاضی ناظر با اجرای تشریفات قانونی و انتظامی در مسابقه های ورزشی و فعالیتهای فرهنگی و مذهبی خارج از زندان شرکت نماید )).   نقش ورزش در جلوگیری از انحراف و اصلاح مجرمین     ورزش در سرزمین ما همواره در مرز راستی و ایمان جای گرفته است و جای تعجبی نیست که امروزه به ورزش در زندان به مثابه ابزاری در راه درمان واصلاح و تربیت زندانیان نگریسته شود که راستی و ایمان را در وجود انسانها ، جایگزین بزهکاری و خطاهای انسانی می سازد . اگر بپذیریم که مجرمین و بزهکاران افرادی هستند که به دلایل مختلف و متعدد از مسیر نظری و طبیعت انسانی خود دور شده اند و از نظر جسمی وروحی نیاز به توان بخشی و بازپروری دارند . پس ناگریز برای اصلاح و باتوانی مجدد آنها باید به ورزش و تربیت بدنی بعنوان یک عامل مؤثر و جدی بنگریم .   همانگونه که اشاره گردید ورزش بعنوان مهم ترین مانع جلوگیری از انحراف افراد بخصوص جوانان و کودکان طرح می باشد .   ورزش میتواند تأثیرات مبتنی بر روی زندانیان داشته باشد از جمله :   الف ـ  تغییر نگرشها :   اکثر مجرمین دارای نگرش منفی نسبت به خود ، جامعه و دیگران هستند . ورزش با نشان دادن قابلیت فرد او را نسبت به خود خوشبین نموده و درنهایت موجبات برقراری ارتباط سالم با دیگران و جامعه را برای او فراهم می سازد .     ب ـ  بهبود روابط و کارایی های اجتماعی :   ورزش با ایجاد و اصلاح روابط فرد با دیگران زمینه مشارکت و همکاری صحیح فرد را مهیا می سازد . بزهکاری معمولاً در ارتباط اجتماعی با گروههای اجتماع دچار مشکل بوده و ناسازگاری نشان می دهند و ورزش می تواند این ارتباط ناسالم را به شکل صحیح و سازگارانه تبدیل نماید .   ج ـ ایجاد و توسعه سلامت جسمی و روانی :   ورزش نه تنها سلامت جسمی را برای افراد به ارمغان می آورد بلکه سلامت روانی او را نیز تدارک می بیند . به مصداق عقل سالم در بدن سالم است ما نیز اعتقاد داریم که ورزش می تواند با بهبود توانایی جسمی ، روحیه شاداب را نیز به ورزشکاران هدیه نماید و از سوی دیگر باعث ایجاد تقویت اعتماد به نفس در وی می شود و اورا از دور باطل تکرار جرم و زندان می رهاند   همچنین ورزش با دادن آرامش روانی به فرد او را از فشارها و استرسهای روانی مصون می دارد . بعلاوه از شیوع انواع و اقسام ناراحتیهای جسمی ناشی از شرایط زندان به ویژه اختلالات روان تنی می کاهد . مددجویان با استفاده ازاین ابزار مهم به پالایش جسم وروح خویش پرداخته و خود را برای بازگشت به جامعه آماده نمایند .   دـ  ورزش بعنوان  يك مهارت اشتغال   در زندگی امروزی ورزش خود بعنوان یک مهرت و حرفه مورد توجه می باشد . در بسیاری از جوامع ورزش بعنوان یک شغل انتخاب می شود . در جامعه ـ نیز ورزش بعنوان یک مهارت حرفه ای میتواند باعث اشتغال ورزشکار گردد ، لذا ورزش برای مجرمین ضمن فواید دیگر ، می تواند در صورت وجود استعداد و پرورش آنها به شکل یک حرفه دآید و او را ازنگرانی ناشی از اشتغال بعد از زندان راهایی دهد . در صورتی که ورزش به شکل شغل نیز مورد توجه نباشد باز باعث شناخت قابلیت های فرد گردیده و میتواند در انتخاب حرفای مناسب به او کمک نمایند .   هـ ـ انرژی افراد را مورد مصرف قرار می دهد   ورزش بعنوان یک انگیزه و نیاز که میتواند انرژی افراد را مورد مصرف قرار دهد می تواند زمینه مناسبی برای اجتناب از ارتکاب جرایم داخل زندان شود . بسیاری از تخلفات و جرایمی که توسط زندانیان صورت می پذیرد ناشی از بیکاری و انرژی روانی مصرف نشده زندانیان است . مطالعات متعدد نشان داده که مجرمینی که در زندان به ورزش یا کار مشغول می شوند از شرایط بهتری برای سازگاری با محیط برخوردارند . بطورکلی ورزش در تمام دوران زندگی انسانها حائز اهمیت است .   ولی بدلیل شرایط خاص زندان وجود امکانات ورزشی برای زندانیان بعنوان نوعی امکان درمانی می تواند مدنظر قرار گیرد . ورزش چه از جهت تأمین سلامت جسمی و روانی زندانیان و چه از نظر آموزشی و تربیتی برای آنان مفید می باشد و و میتواند باعث تخلیه تمایلات سرکوب شده شود و اعتماد به نفس را به آنان ارزانی دارد، به علاوه بسیاری از آثار نامطلوب محیط اجتماعی ، اقتصادی ، خانوادگی ، وراثت و نظایر آن با استفاده از ورزش می تواند کاهش یابد یا حتی بطورکلی ازمیان برود .   ورزش در زندان بایستی در خدمت ایجاد عزت نفس در زندانی ، رفع افسردگی ، اضطرابها و سایر تنشهای محیط زندان و در یک کلام افزایش کارکرد تطابق با محیط از طریق رعایت قوانین قرار گیرد، بنحوی که محیط زندان به مجموعه ای تبدیل گردد که آرزوها و امیدها ی رنگ باخته ، حیات مجددی یافته وبه زندانی امکان داده شد که با امید به آینده وضعیت حال خود را تحمل نماید . در یک جمع بندی ساده ورزش در زندانها می تواند بعنوان ابزار تخلیه انرژی جسمانی وروانی زندانیان و بعنوان مفرّی برای کاهش نگرانی ها و افسردگیهایدرون زندان بشمار آمده و راهی برای کاهش پرخاشگریهای درون زندان باشد . تجربیات سالیان دراز به ما آموخته است که باور داشته باشیم ، با انجام امر ورزش در زندانها می توانیم بخشی از نگرانیها و اضطرابات زندانیان را کاهش داده و توجه ایشان را بر فعالیت در زمان حال متمرکز سازیم . این امر خاصه در بازیهای گروهی نهایتاً به منزله راهی تلقی خواهد گردید که منجر به محبت ، همکاری ، رفاقت ، قدرت سازگاری و بالاخره انطباق سالم و سازنده زندانی با محیط و جامعه را فراهم خواهد ساخت .   چگونگی افزایش انگیزهای زندانیان در فعالیتهای ورزش   اصولاً انگیزه چراهای هر رفتاری را تعیین می کند و باعث بروز فعالیت و تقویت کننده های هر رفتار نیز می باشد .    انگیزها ، معمولاً برای تمامی افراد نوع بشر دو نوع  هستند که عبارتند از :    ۱ ـ انگیزهای مادی   ۲ ـ انگیزهای ارزشی   در زندان نیز ، همین انگیزها وجود دارد اگر چه حفظ سلامت جسمانی و روانی زندانیان هدف اصلی به شمار می رود ، اما به نظر نمی رسد برای فردی که در زندان به دلیل مسائل متعدد روحی ، دچار رخوت و کاهلی گردیده حفظ سلامت ، انگیزه مناسبی برای شروع  ورزش باشد . بنابراین برای ایجاد انگیزه در زندانیان برای فعالیتهای ورزشی باید اهدافی تعیین گردد و باید درحد توانائیهای زندانیان باشد .   ایجاد انگیزهای مادی در زندان طبق آیین نامه داخلی سازمان زندانها   ۱-    استفاده از مرخصی   ۲-    ملاقات حضوری   ۳-    ملاقات سوئیت   ۴-    افزایش وقت تماس تلفنی با خانواده   ۵-    افزایش وقت ملاقات    ایجاد انگیزه های ارزشی در زندان     مثل برانگیختن احساس تحسین دیگران ، خصوصاَ مددجویان که با آموزش بسیار ساده ای امکان پذیرا ست نیز ، می تواند به عنوان عامل مؤثر مدنظر باشد .   ورزش بعنوان یک عامل پیشگیری   هدف از تمرینهای ورزشی در زندانها رسیدن به مرحله پیشگیری و خصوصاَ پیشگیری دومین و سومین می باشد . پیشگیری ، مفهومی گسترده دارد که شامل اقدامات فردی و جمعی در راستای الگو برداری ، هنجارپذیری و نهایتاَ تطابق با محیط می باشد که معمولاَ تحت عنوان عناوین پیشگیریهای نخستین ، دومین و سومین مورد بررسی قرار می گیرند .    توجه به ورزش زندانیان می تواند زندگی آنان را که به هر دلیل از اجتماع جدا شده اند متحول نمود و روح تازه ای را در کالبد این افراد بدمد . ورزش می تواند کیفیت زندگی را برای این افراد تا حدی بهبود بخشد.   فقر حرکتی یکی از عوامل بسیار مهم تیجاد اختلال در سلامت بدن انسان است واین محدودیت اگر به هر دلیل ایجاد شود می تواند در طویل المدت کارایی بدن انسان را به شدت کاهش دهد. زندانی شدن و محدود شدن در محیطی با شرایط خاص خود می تواند عامل ایجاد فقر حرکتی در فرد شود .

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*